stringier

[ایالات متحده]/ˈstrɪŋɪə/
[بریتانیا]/ˈstrɪŋiər/

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای رشته‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

stringier texture

بافت الاستیکی‌تر

stringier meat

گوشت الاستیکی‌تر

stringier fibers

الیاف الاستیکی‌تر

stringier sauce

سس الاستیکی‌تر

stringier noodles

نودل‌های الاستیکی‌تر

stringier dough

خمیر الاستیکی‌تر

stringier vegetables

سبزیجات الاستیکی‌تر

stringier pasta

پاستای الاستیکی‌تر

stringier bread

نان الاستیکی‌تر

stringier fabric

پارچه الاستیکی‌تر

جملات نمونه

the pasta was stringier than i expected.

غلات در مقایسه با آنچه انتظار داشتم، رشته‌ای‌تر بود.

her hair became stringier after the treatment.

موهای او پس از درمان رشته‌ای‌تر شدند.

he prefers stringier cuts of meat for grilling.

او ترجیح می‌دهد تکه‌های گوشت رشته‌ای‌تر برای باربیکیو استفاده کند.

the sauce was stringier than the last batch.

سس رشته‌ای‌تر از دسته قبلی بود.

when cooked, the vegetables turned stringier.

وقتی پخته شد، سبزیجات رشته‌ای‌تر شدند.

she noticed her sweater felt stringier after washing.

او متوجه شد که ژاکت او پس از شستشو رشته‌ای‌تر شده است.

the new recipe made the dough stringier.

دستورالعمل جدید باعث شد خمیر رشته‌ای‌تر شود.

his explanation was stringier than necessary.

توضیح او بیشتر از حد لازم طولانی و پیچیده بود.

the fabric became stringier after multiple washes.

پارچه پس از شستشوی متعدد رشته‌ای‌تر شد.

she prefers stringier textures in her food.

او بافت‌های رشته‌ای‌تر را در غذای خود ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید