strove

[ایالات متحده]/strəʊv/
[بریتانیا]/stroʊv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته strive

عبارات و ترکیب‌ها

strove for

برای تلاش کرد

strove hard

سخت تلاش کرد

strove against

علیه تلاش کرد

strove to

برای تلاش کرد

strove onward

به جلو تلاش کرد

strove upward

به سمت بالا تلاش کرد

strove together

با هم تلاش کرد

strove endlessly

بی وقفه تلاش کرد

strove mightily

با قدرت تلاش کرد

strove diligently

با کوشا بودن تلاش کرد

جملات نمونه

she strove to achieve her dreams despite the challenges.

او برای رسیدن به رویاهایش با وجود چالش‌ها تلاش کرد.

they strove for excellence in their work.

آنها برای برتری در کار خود تلاش کردند.

he strove to improve his skills every day.

او هر روز برای بهبود مهارت‌های خود تلاش کرد.

we strove to make a positive impact on our community.

ما برای ایجاد تأثیر مثبت در جامعه خود تلاش کردیم.

the team strove to meet the project deadline.

تیم برای رعایت مهلت تحویل پروژه تلاش کرد.

she strove for balance between work and life.

او برای ایجاد تعادل بین کار و زندگی تلاش کرد.

he strove to understand different cultures.

او برای درک فرهنگ‌های مختلف تلاش کرد.

they strove against the odds to succeed.

آنها با وجود سختی‌ها برای موفقیت تلاش کردند.

she strove to be a better leader for her team.

او برای اینکه رهبر بهتری برای تیم خود باشد تلاش کرد.

the students strove to excel in their studies.

دانشجویان برای برتری در تحصیلات خود تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید