His stubbly beard needs a trim.
رشد مجدد سبیلش نیاز به مرتب کردن دارد.
The actor's stubbly chin added to his rugged look.
چانه پوشیده از کرک او به ظاهر زمخت او اضافه کرد.
She prefers a clean-shaven look over a stubbly one.
او بیشتر از یک ظاهر کرکدار، یک ظاهر تمیز و بدون کرک را ترجیح میدهد.
The stubbly texture of the carpet felt rough underfoot.
بافت کرکدار فرش زیر پا خشن احساس میشد.
He ran his hand over his stubbly scalp.
او دست خود را روی سر کرکدارش کشید.
The stubbly field of wheat rustled in the wind.
زمین کرکدار گندم در باد خشخش میکرد.
The stubbly stubble on his face made him look more mature.
کِرک روی صورتش باعث میشد که بیشتر از سنش بزرگتر به نظر برسد.
She kissed his stubbly cheek affectionately.
او به طور محبتآمیز گونه کرکدار او را بوسید.
The stubbly texture of the fabric irritated her skin.
بافت کرکدار پارچه پوست او را آزار میداد.
He decided to grow out his stubbly beard for a new look.
او تصمیم گرفت برای یک ظاهر جدید، سبیل کرکدارش را ریش بزند.
His stubbly chin sank heavily in loose folds of flesh on his chest.
چانه پوشیده از کرک او به طرز سنگینی در چینهای شل گوشت روی سینهاش فرو رفت.
منبع: Gone with the WindBoth groups were then shown the same mixture of stubbly, bearded and smooth faces.
سپس هر دو گروه همان ترکیبی از صورتهای پوشیده از کرک، ریشدار و صاف را دیدند.
منبع: Reel Knowledge ScrollSo he won't see your stubbly legs or your control top.
بنابراین او پاهای پوشیده از کرک یا لباس زیر کنترل شما را نخواهد دید.
منبع: Kylie Diary Season 2" Should be right up your street, this one, " said Moody, looking up at Harry and scratching his scarred and stubbly chin.
"مطمئناً این مورد مطابق با سلیقه شما خواهد بود،" مودی گفت، سرش را به سمت هری بلند کرد و چانهی زخمی و پوشیده از کرک خود را خاراند.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireThis may seem a strange mode of speaking about the reading of a parish clerk—a man in rusty spectacles, with stubbly hair, a large occiput, and a prominent crown.
این ممکن است روش عجیبی برای صحبت کردن در مورد خواندن یک منشی کلیسا به نظر برسد - مردی با عینکهای زنگزده، موهای پوشیده از کرک، پشت سر بزرگ و یک قله برجسته.
منبع: Adam Bede (Part Two)Andrew Hale was a ruddy man with a big gray moustache and a stubbly double-chin unconstrained by a collar; but his scrupulously clean shirt was always fastened by a small diamond stud.
اندرو هیل مردی با گونههای سرخی بود که سبیل خاکستری بزرگی و یک چانهی دوتایی پوشیده از کرک داشت که توسط یقه محدود نشده بود؛ اما پیراهن او که به طرز وسواسی تمیز بود همیشه با یک سنجاق الماس کوچک بسته میشد.
منبع: Itan FlomeiHis stubbly beard needs a trim.
رشد مجدد سبیلش نیاز به مرتب کردن دارد.
The actor's stubbly chin added to his rugged look.
چانه پوشیده از کرک او به ظاهر زمخت او اضافه کرد.
She prefers a clean-shaven look over a stubbly one.
او بیشتر از یک ظاهر کرکدار، یک ظاهر تمیز و بدون کرک را ترجیح میدهد.
The stubbly texture of the carpet felt rough underfoot.
بافت کرکدار فرش زیر پا خشن احساس میشد.
He ran his hand over his stubbly scalp.
او دست خود را روی سر کرکدارش کشید.
The stubbly field of wheat rustled in the wind.
زمین کرکدار گندم در باد خشخش میکرد.
The stubbly stubble on his face made him look more mature.
کِرک روی صورتش باعث میشد که بیشتر از سنش بزرگتر به نظر برسد.
She kissed his stubbly cheek affectionately.
او به طور محبتآمیز گونه کرکدار او را بوسید.
The stubbly texture of the fabric irritated her skin.
بافت کرکدار پارچه پوست او را آزار میداد.
He decided to grow out his stubbly beard for a new look.
او تصمیم گرفت برای یک ظاهر جدید، سبیل کرکدارش را ریش بزند.
His stubbly chin sank heavily in loose folds of flesh on his chest.
چانه پوشیده از کرک او به طرز سنگینی در چینهای شل گوشت روی سینهاش فرو رفت.
منبع: Gone with the WindBoth groups were then shown the same mixture of stubbly, bearded and smooth faces.
سپس هر دو گروه همان ترکیبی از صورتهای پوشیده از کرک، ریشدار و صاف را دیدند.
منبع: Reel Knowledge ScrollSo he won't see your stubbly legs or your control top.
بنابراین او پاهای پوشیده از کرک یا لباس زیر کنترل شما را نخواهد دید.
منبع: Kylie Diary Season 2" Should be right up your street, this one, " said Moody, looking up at Harry and scratching his scarred and stubbly chin.
"مطمئناً این مورد مطابق با سلیقه شما خواهد بود،" مودی گفت، سرش را به سمت هری بلند کرد و چانهی زخمی و پوشیده از کرک خود را خاراند.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireThis may seem a strange mode of speaking about the reading of a parish clerk—a man in rusty spectacles, with stubbly hair, a large occiput, and a prominent crown.
این ممکن است روش عجیبی برای صحبت کردن در مورد خواندن یک منشی کلیسا به نظر برسد - مردی با عینکهای زنگزده، موهای پوشیده از کرک، پشت سر بزرگ و یک قله برجسته.
منبع: Adam Bede (Part Two)Andrew Hale was a ruddy man with a big gray moustache and a stubbly double-chin unconstrained by a collar; but his scrupulously clean shirt was always fastened by a small diamond stud.
اندرو هیل مردی با گونههای سرخی بود که سبیل خاکستری بزرگی و یک چانهی دوتایی پوشیده از کرک داشت که توسط یقه محدود نشده بود؛ اما پیراهن او که به طرز وسواسی تمیز بود همیشه با یک سنجاق الماس کوچک بسته میشد.
منبع: Itan Flomeiلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید