stumblebums

[ایالات متحده]/ˈstʌmbəlbʌmz/
[بریتانیا]/ˈstʌmbəlbʌmz/

ترجمه

n. (جمع) افراد که غلط یا ناماهرند؛ بازیگران ناامید کننده یا ناتوان
v. حالت سوم شخص در حاضر از stumblebum

عبارات و ترکیب‌ها

those stumblebums

اینها آدم‌های گم‌راه

clumsy stumblebums

آدم‌های گم‌راه و ناتوان

drunk stumblebums

آدم‌های گم‌راه و مخمور

you stumblebums

شما آدم‌های گم‌راه

poor stumblebums

اینها آدم‌های گم‌راه بی‌خوش

local stumblebums

آدم‌های گم‌راه محلی

stumblebums at work

آدم‌های گم‌راه در کار

stumblebums everywhere

آدم‌های گم‌راه در هر جا

our stumblebums

آدم‌های گم‌راه ما

the stumblebums

این آدم‌های گم‌راه

جملات نمونه

the political stumblebums failed to pass the crucial legislation.

سیاستمداران بی‌کاره نتوانستند قانون حیاتی را تصویب کنند.

a team of stumblebums could never manage such a complex project.

یک تیم از افراد بی‌کاره نمی‌توانست چنین پروژه‌ای پیچیده را مدیریت کنند.

critics dismissed the new policy as the work of administrative stumblebums.

انتقادات جدید سیاست را به عنوان کار افراد بی‌کاره اداری رد کردند.

we watched the security stumblebums accidentally lock themselves out.

ما افراد بی‌کاره امنیت را دیدیم که به اشتباه خود را بیرون قفل کردند.

the corporate stumblebums lost millions in bad investments last quarter.

افراد بی‌کاره شرکت در نیمه‌ی گذشته میلیون‌ها دلار را در سرمایه‌گذاری‌های بد از دست دادند.

don't expect competence from those bureaucratic stumblebums at city hall.

از آن افراد بی‌کاره اداری در دفتر شهرداری به کارایی نخواهید رسید.

the editorial called the candidates absolute stumblebums regarding economic reform.

تالار نامزدها را در مورد اصلاحات اقتصادی به طور کامل بی‌کاره خواند.

it was a comedy featuring two lovable stumblebums trying to rob a bank.

این یک کمدی بود که دو نفر از افراد بی‌کاره دوست‌داشتنی را در حال سعی برای روبیت یک بانک نمایش داد.

voters are tired of electing incompetent stumblebums to high office.

این رای دهندگان خسته شده‌اند از انتخاب افراد بی‌کاره ناکارآمد به مقامات بالا.

the villain easily outsmarted the bumbling stumblebums sent to stop him.

بادی به راحتی افراد بی‌کاره بی‌چکی را که برای متوقف کردن او فرستاده شدند، بازی گرفت.

after years of mismanagement, the board finally fired the executive stumblebums.

پس از سال‌ها مدیریت نادرست، هیئت مدیره در نهایت افراد بی‌کاره اجرایی را فصل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید