stupefactions

[ایالات متحده]/ˌstjuːpɪˈfækʃənz/
[بریتانیا]/ˌstuːpɪˈfækʃənz/

ترجمه

n. حالت گیجی؛ بی‌حسی یا بی‌هوشی

عبارات و ترکیب‌ها

stupefactions arise

ظهور حیرت‌زدگی‌ها

overcome stupefactions

غلبه بر حیرت‌زدگی‌ها

stupefactions abound

حیرت‌زدگی‌ها فراوان هستند

face stupefactions

مواجهه با حیرت‌زدگی‌ها

stupefactions unfold

حیرت‌زدگی‌ها آشکار می‌شوند

embrace stupefactions

پذیرش حیرت‌زدگی‌ها

stupefactions linger

حیرت‌زدگی‌ها طولانی می‌شوند

create stupefactions

ایجاد حیرت‌زدگی‌ها

stupefactions occur

حیرت‌زدگی‌ها رخ می‌دهند

challenge stupefactions

چالش حیرت‌زدگی‌ها

جملات نمونه

his stupefactions during the lecture were evident.

سردرگمی‌های او در طول سخنرانی آشکار بود.

the movie was filled with stupefactions that left the audience speechless.

فیلم پر از سردرگمی‌هایی بود که باعث شد مخاطبان بی‌حرف شوند.

she experienced several stupefactions when she learned the truth.

وقتی حقیقت را فهمید، دچار چندین سردرگمی شد.

his constant stupefactions made it hard for him to focus.

سردرگمی‌های مداوم او باعث شد تمرکز کردن برایش دشوار باشد.

the stupefactions of the crowd were palpable during the performance.

سردرگمی‌های جمعیت در طول اجرا قابل لمس بود.

she wrote about her stupefactions in her diary.

او در مورد سردرگمی‌های خود در دفتر خاطراتش نوشت.

his stupefactions were a result of unexpected news.

سردرگمی‌های او نتیجه اخبار غیرمنتظره بود.

they shared their stupefactions over dinner.

آنها سردرگمی‌های خود را در هنگام شام با هم در میان گذاشتند.

stupefactions can lead to important realizations.

سردرگمی‌ها می‌توانند منجر به درک‌های مهمی شوند.

the stupefactions he felt were hard to articulate.

سردرگمی‌هایی که احساس می‌کرد سخت بود بیان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید