stymying

[ایالات متحده]/ˈstaɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstaɪmɪŋ/

ترجمه

n. مانع در گلف؛ وضعیت دشوار
v. به طور کامل مسدود کردن؛ مداخله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

stymying progress

ایجاد مانع در روند پیشرفت

stymying efforts

ایجاد مانع در تلاش‌ها

stymying growth

ایجاد مانع در رشد

stymying innovation

ایجاد مانع در نوآوری

stymying development

ایجاد مانع در توسعه

stymying competition

ایجاد مانع در رقابت

stymying change

ایجاد مانع در تغییر

stymying solutions

ایجاد مانع در یافتن راه حل

stymying success

ایجاد مانع در موفقیت

stymying creativity

ایجاد مانع در خلاقیت

جملات نمونه

the lack of funding is stymying our progress.

نبود بودجه روند پیشرفت ما را کند می‌کند.

her indecision is stymying the team's efforts.

تصمیم‌نگرفتن او تلاش‌های گروه را کند می‌کند.

new regulations are stymying innovation in the industry.

قوانین جدید نوآوری در صنعت را کند می‌کند.

the heavy traffic is stymying our arrival time.

ترافیک سنگین زمان رسیدن ما را به تاخیر می‌اندازد.

his negative attitude is stymying the project.

نگاه منفی او پروژه را کند می‌کند.

stymying factors include poor communication and lack of resources.

عوامل کند کننده شامل ارتباط ضعیف و فقدان منابع هستند.

we must find solutions to prevent stymying our goals.

ما باید راه حلی برای جلوگیری از کند شدن اهدافمان پیدا کنیم.

he felt that bureaucracy was stymying his creativity.

او احساس کرد که بوروکراسی خلاقیت او را کند می‌کند.

stymying challenges arise when expectations are unclear.

چالش‌های کند کننده زمانی ایجاد می‌شوند که انتظارات مبهم باشد.

they are stymying each other with their conflicting ideas.

آنها با ایده‌های متناقض خود یکدیگر را کند می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید