subfield

[ایالات متحده]/ˈsʌbfiːld/
[بریتانیا]/ˈsʌbfiːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زیرمجموعه از یک حوزه مطالعه یا تحقیق؛ یک منطقه خاص درون یک حوزه وسیع‌تر
Word Forms
جمعsubfields

عبارات و ترکیب‌ها

research subfield

زیرشاخه تحقیقاتی

academic subfield

زیرشاخه دانشگاهی

subfield analysis

تجزیه و تحلیل زیرشاخه

subfield development

توسعه زیرشاخه

subfield specialization

تخصص‌گرایی زیرشاخه

subfield exploration

اکتشاف زیرشاخه

subfield focus

تمرکز زیرشاخه

subfield expertise

تخصص زیرشاخه

subfield integration

ادغام زیرشاخه

subfield trends

روندهای زیرشاخه

جملات نمونه

each subfield of science has its own unique challenges.

هر زیرشاخه از علم دارای چالش‌های منحصربه‌فرد خود است.

the subfield of artificial intelligence is rapidly evolving.

زیرشاخه هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت است.

researchers often specialize in a specific subfield.

محققان اغلب در یک زیرشاخه خاص تخصص دارند.

understanding the nuances of each subfield is crucial.

درک ظرافت‌های هر زیرشاخه بسیار مهم است.

she is an expert in the subfield of neurobiology.

او یک متخصص در زیرشاخه نوروبیولوژی است.

collaboration across different subfields can lead to innovation.

همکاری بین زیرشاخه‌های مختلف می‌تواند منجر به نوآوری شود.

this conference will cover various subfields of psychology.

این کنفرانس به بررسی زیرشاخه‌های مختلف روانشناسی خواهد پرداخت.

his research focuses on the subfield of quantum mechanics.

تحقیقات او بر روی زیرشاخه مکانیک کوانتوم متمرکز است.

each subfield contributes to the overall understanding of the discipline.

هر زیرشاخه به درک کلی رشته کمک می‌کند.

there are many exciting developments in the subfield of biotechnology.

در زیرشاخه بیوتکنولوژی، تحولات هیجان‌انگیزی زیادی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید