subjugations

[ایالات متحده]/ˌsʌbdʒu'ɡeiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرکوب، خاموشی، فتح

جملات نمونه

The subjugation of the native population by the colonizers was brutal.

سرکوب جمعیت بومی توسط استعمارگران وحشیانه بود.

The rebellion was an attempt to overthrow the subjugation of the tyrannical ruler.

قیام تلاشی برای سرنگونی حکومت ظالم بود.

The history of the country was marked by periods of subjugation by foreign powers.

تاریخ کشور با دوره‌هایی از سلطه قدرت‌های خارجی مشخص شده بود.

The subjugation of women in that society was a major issue that needed to be addressed.

سرکوب زنان در آن جامعه یک مسئله مهم بود که باید به آن رسیدگی می‌شد.

The novel explores themes of power, subjugation, and resistance.

رمان مضامین قدرت، سرکوب و مقاومت را بررسی می‌کند.

The subjugation of animals for entertainment purposes is unethical.

سرکوب حیوانات برای اهداف سرگرمی غیراخلاقی است.

The subjugation of one nation by another led to years of conflict.

سرکوب یک ملت توسط ملت دیگر منجر به سال‌ها جنگ شد.

The subjugation of workers by exploitative employers is a common issue in many industries.

سرکوب کارگران توسط کارفرمایان استثمارگر یک مسئله رایج در بسیاری از صنایع است.

The subjugation of free speech is a violation of human rights.

سرکوب آزادی بیان نقض حقوق بشر است.

The subjugation of individual rights for the sake of national security is a contentious issue.

سرکوب حقوق فردی به بهانه امنیت ملی یک موضوع بحث‌برانگیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید