subjunctives

[ایالات متحده]/səbˈdʒʌŋktɪv/
[بریتانیا]/səbˈdʒʌŋktɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالتی دستوری که برای بیان اعمال فرضی یا غیرواقعی استفاده می‌شود؛ شکلی از فعل که در این حالت به کار می‌رود
adj. مربوط به یا نشان‌دهنده حالتی که چیزی را که بر خلاف واقعیت است بیان می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

subjunctive mood

حالت شرطی

subjunctive clause

جمله شرطی

subjunctive form

فرم شرطی

subjunctive use

استفاده از شرطی

subjunctive verb

فعل شرطی

subjunctive construction

ساختار شرطی

subjunctive example

مثال شرطی

subjunctive tense

زمان شرطی

subjunctive phrase

عبارت شرطی

subjunctive expression

بیان شرطی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید