subregions

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈriːdʒən/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈriːdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منطقه کوچکتر درون یک منطقه بزرگتر؛ یک تقسیم‌بندی از یک منطقه از نظر توزیع گیاهان و حیوانات

عبارات و ترکیب‌ها

subregion analysis

تحلیل ناحیه فرامرزی

subregion development

توسعه ناحیه فرامرزی

subregion policy

سیاست ناحیه فرامرزی

subregion cooperation

همکاری ناحیه فرامرزی

subregion studies

مطالعات ناحیه فرامرزی

subregion economy

اقتصاد ناحیه فرامرزی

subregion governance

حاکمیت ناحیه فرامرزی

subregion trends

روندهای ناحیه فرامرزی

subregion issues

مشکلات ناحیه فرامرزی

subregion integration

ادغام ناحیه فرامرزی

جملات نمونه

the subregion is known for its diverse wildlife.

زیرمنطقه به دلیل حیات وحش متنوعش شناخته شده است.

each subregion has its own unique culture.

هر زیرمنطقه دارای فرهنگ منحصر به فرد خود است.

we studied the economic impact of the subregion.

ما تأثیر اقتصادی زیرمنطقه را مطالعه کردیم.

the climate varies significantly across the subregion.

آب و هوا در سراسر زیرمنطقه به طور قابل توجهی متفاوت است.

many species are endemic to this subregion.

بسیاری از گونه ها بومی این زیرمنطقه هستند.

this subregion is a popular tourist destination.

این زیرمنطقه یک مقصد گردشگری محبوب است.

environmental policies differ by subregion.

سیاست های زیست محیطی بر اساس زیرمنطقه متفاوت است.

the subregion's economy relies heavily on agriculture.

اقتصاد زیرمنطقه به شدت به کشاورزی متکی است.

infrastructure development is crucial for the subregion.

توسعه زیرساخت ها برای زیرمنطقه بسیار مهم است.

research shows that the subregion is at risk of flooding.

تحقیقات نشان می دهد که زیرمنطقه در معرض خطر سیل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید