subsidiser

[ایالات متحده]/ˈsʌbsɪdaɪzə(r)/
[بریتانیا]/ˈsʌbsɪdaɪzər/

ترجمه

n. یک فرد یا سازمان که کمک مالی می‌دهد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی

government subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی دولت

major subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی اصلی

state subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی دولتی

corporate subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی شرکتی

private subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی خصوصی

foreign subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی خارجی

main subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی اصلی

principal subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی اصلی

chief subsidiser

پرداخت کننده کمک مالی رئیس

جملات نمونه

the government is the main subsidiser of this agricultural program.

دولت به عنوان مایه‌ی اصلی تامین مالی این برنامه کشاورزی محسوب می‌شود.

the european union has become the largest subsidiser of renewable energy projects in the region.

اتحاد اروپا به عنوان بزرگترین مایه‌ی تامین مالی پروژه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر در منطقه شناخته شده است.

several international organisations act as key subsidisers for disaster relief operations.

چندین سازمان بین‌المللی به عنوان مایه‌های اصلی تامین مالی عملیات کمک‌رسانی به بحران‌ها عمل می‌کنند.

the corporation serves as the primary subsidiser of the local arts festival.

این شرکت به عنوان مایه‌ی اصلی تامین مالی جشنواره هنرهای محلی عمل می‌کند.

private companies often become major subsidisers of educational initiatives.

شرکت‌های خصوصی اغلب به عنوان مایه‌های اصلی تامین مالی مبادرات آموزشی محسوب می‌شوند.

the charity depends on wealthy donors as its sole subsidiser.

این سازمان خیریه به عنوان تنها مایه‌ی تامین مالی خود به دهندگان ثروتمند وابسته است.

the university receives funding from multiple subsidisers in the technology sector.

این دانشگاه از پول‌های چندین مایه‌ی تامین مالی در بخش فناوری دریافت می‌کند.

historical evidence shows the monarch was a significant subsidiser of architectural projects.

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که پادشاه به عنوان یکی از مایه‌های مهم تامین مالی پروژه‌های معماری بود.

the sports club relies on local businesses as its main subsidiser.

این کlوب ورزشی به عنوان مایه‌ی اصلی تامین مالی خود به کسب و کارهای محلی وابسته است.

the film festival secured a new subsidiser for next year's event.

جشنواره فیلم یک مایه‌ی جدید تامین مالی برای رویداد سال آینده به دست آورد.

foreign governments sometimes act as subsidisers for cultural exchange programs.

گاهی اوقات دولت‌های خارجی به عنوان مایه‌های تامین مالی برنامه‌های تبادل فرهنگی عمل می‌کنند.

the healthcare initiative was made possible by anonymous subsidisers.

این مبادرت بهداشتی با کمک مایه‌های تامین مالی ناشناس ممکن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید