| جمع | subsidisers |
the subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی
government subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی دولت
major subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی اصلی
state subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی دولتی
corporate subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی شرکتی
private subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی خصوصی
foreign subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی خارجی
main subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی اصلی
principal subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی اصلی
chief subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی رئیس
the government is the main subsidiser of this agricultural program.
دولت به عنوان مایهی اصلی تامین مالی این برنامه کشاورزی محسوب میشود.
the european union has become the largest subsidiser of renewable energy projects in the region.
اتحاد اروپا به عنوان بزرگترین مایهی تامین مالی پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر در منطقه شناخته شده است.
several international organisations act as key subsidisers for disaster relief operations.
چندین سازمان بینالمللی به عنوان مایههای اصلی تامین مالی عملیات کمکرسانی به بحرانها عمل میکنند.
the corporation serves as the primary subsidiser of the local arts festival.
این شرکت به عنوان مایهی اصلی تامین مالی جشنواره هنرهای محلی عمل میکند.
private companies often become major subsidisers of educational initiatives.
شرکتهای خصوصی اغلب به عنوان مایههای اصلی تامین مالی مبادرات آموزشی محسوب میشوند.
the charity depends on wealthy donors as its sole subsidiser.
این سازمان خیریه به عنوان تنها مایهی تامین مالی خود به دهندگان ثروتمند وابسته است.
the university receives funding from multiple subsidisers in the technology sector.
این دانشگاه از پولهای چندین مایهی تامین مالی در بخش فناوری دریافت میکند.
historical evidence shows the monarch was a significant subsidiser of architectural projects.
شواهد تاریخی نشان میدهد که پادشاه به عنوان یکی از مایههای مهم تامین مالی پروژههای معماری بود.
the sports club relies on local businesses as its main subsidiser.
این کlوب ورزشی به عنوان مایهی اصلی تامین مالی خود به کسب و کارهای محلی وابسته است.
the film festival secured a new subsidiser for next year's event.
جشنواره فیلم یک مایهی جدید تامین مالی برای رویداد سال آینده به دست آورد.
foreign governments sometimes act as subsidisers for cultural exchange programs.
گاهی اوقات دولتهای خارجی به عنوان مایههای تامین مالی برنامههای تبادل فرهنگی عمل میکنند.
the healthcare initiative was made possible by anonymous subsidisers.
این مبادرت بهداشتی با کمک مایههای تامین مالی ناشناس ممکن شد.
the subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی
government subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی دولت
major subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی اصلی
state subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی دولتی
corporate subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی شرکتی
private subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی خصوصی
foreign subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی خارجی
main subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی اصلی
principal subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی اصلی
chief subsidiser
پرداخت کننده کمک مالی رئیس
the government is the main subsidiser of this agricultural program.
دولت به عنوان مایهی اصلی تامین مالی این برنامه کشاورزی محسوب میشود.
the european union has become the largest subsidiser of renewable energy projects in the region.
اتحاد اروپا به عنوان بزرگترین مایهی تامین مالی پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر در منطقه شناخته شده است.
several international organisations act as key subsidisers for disaster relief operations.
چندین سازمان بینالمللی به عنوان مایههای اصلی تامین مالی عملیات کمکرسانی به بحرانها عمل میکنند.
the corporation serves as the primary subsidiser of the local arts festival.
این شرکت به عنوان مایهی اصلی تامین مالی جشنواره هنرهای محلی عمل میکند.
private companies often become major subsidisers of educational initiatives.
شرکتهای خصوصی اغلب به عنوان مایههای اصلی تامین مالی مبادرات آموزشی محسوب میشوند.
the charity depends on wealthy donors as its sole subsidiser.
این سازمان خیریه به عنوان تنها مایهی تامین مالی خود به دهندگان ثروتمند وابسته است.
the university receives funding from multiple subsidisers in the technology sector.
این دانشگاه از پولهای چندین مایهی تامین مالی در بخش فناوری دریافت میکند.
historical evidence shows the monarch was a significant subsidiser of architectural projects.
شواهد تاریخی نشان میدهد که پادشاه به عنوان یکی از مایههای مهم تامین مالی پروژههای معماری بود.
the sports club relies on local businesses as its main subsidiser.
این کlوب ورزشی به عنوان مایهی اصلی تامین مالی خود به کسب و کارهای محلی وابسته است.
the film festival secured a new subsidiser for next year's event.
جشنواره فیلم یک مایهی جدید تامین مالی برای رویداد سال آینده به دست آورد.
foreign governments sometimes act as subsidisers for cultural exchange programs.
گاهی اوقات دولتهای خارجی به عنوان مایههای تامین مالی برنامههای تبادل فرهنگی عمل میکنند.
the healthcare initiative was made possible by anonymous subsidisers.
این مبادرت بهداشتی با کمک مایههای تامین مالی ناشناس ممکن شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید