Farming is partly subsidised by the government.
کشاورزی تا حدی توسط دولت یارانهگذاری میشود.
The government decided to subsidise the farmers to help them during the drought.
دولت تصمیم گرفت کشاورزان را برای کمک به آنها در طول خشکسالی یارانهدهی کند.
Many countries subsidise public transportation to encourage the use of buses and trains.
بسیاری از کشورها حمل و نقل عمومی را برای تشویق به استفاده از اتوبوس و قطار یارانهدهی میکنند.
The company decided to subsidise employee meals in the cafeteria.
شرکت تصمیم گرفت وعدههای غذایی کارکنان در رستوران را یارانهدهی کند.
Some schools subsidise students' tuition fees to make education more accessible.
برخی از مدارس شهریه دانشجویان را برای افزایش دسترسی به آموزش یارانهدهی میکنند.
The organization aims to subsidise healthcare for low-income families in the community.
سازمان هدف خود را بر ارائه خدمات درمانی به خانوادههای کمدرآمد در جامعه یارانهدهی میکند.
The government plans to subsidise renewable energy projects to promote sustainability.
دولت قصد دارد پروژههای انرژی تجدیدپذیر را برای ترویج پایداری یارانهدهی کند.
Some companies subsidise gym memberships for their employees to promote wellness.
برخی از شرکتها هزینههای عضویت در باشگاه ورزشی کارکنان را برای ترویج سلامتی یارانهدهی میکنند.
The city council decided to subsidise cultural events to enrich the community's cultural life.
شورای شهر تصمیم گرفت رویدادهای فرهنگی را برای غنیتر کردن زندگی فرهنگی جامعه یارانهدهی کند.
Parents can apply for financial aid to subsidise their children's education expenses.
والدین میتوانند برای دریافت کمکهای مالی برای یارانهدهی به هزینههای تحصیل فرزندان خود درخواست دهند.
The company offers to subsidise employee transportation costs for those who use public transit.
شرکت پیشنهاد میکند هزینههای حمل و نقل کارکنانی که از حمل و نقل عمومی استفاده میکنند را یارانهدهی کند.
So commuters are, in effect, subsidised.
بنابراین، مسافران در واقع یارانه می گیرند.
منبع: Yes, Minister Season 3There's no difference between subsidising football and subsidising art.
تفاوت بین یارانه دادن به فوتبال و یارانه دادن به هنر وجود ندارد.
منبع: Yes, Minister Season 3In India coal subsidises passenger fees on railways.
در هند، زغال سنگ هزینه مسافرین را در راه آهن یارانه می دهد.
منبع: The Economist (Summary)Let us choose what we subsidise by the extent of popular demand.
بیایید انتخاب کنیم چه چیزی را با توجه به میزان تقاضای مردمی یارانه دهیم.
منبع: Yes, Minister Season 3And finally, if you subsidise something, you pay part of its cost.
و در نهایت، اگر چیزی را یارانه دهید، بخشی از هزینه آن را پرداخت می کنید.
منبع: 6 Minute EnglishThis allowed the banks to subsidise industrial firms through their years of education.
این به بانک ها اجازه داد تا شرکت های صنعتی را در طول سال های تحصیل یارانه دهند.
منبع: The Economist - ArtsWe have sex education too. Should we subsidise sex, perhaps?
ما آموزش جنسی هم داریم. آیا باید آموزش جنسی را یارانه دهیم؟
منبع: Yes, Minister Season 3Most governments subsidise new reactors directly; Britain wants private investors to fund them.
اکثر دولت ها به طور مستقیم راکتورهای جدید را یارانه می دهند؛ بریتانییا می خواهد سرمایه گذاران خصوصی آنها را تامین مالی کنند.
منبع: The Economist - InternationalBy subsidising mortgages, and thus boosting demand, the government is exacerbating the problem.
با یارانه دادن به وام های مسکن و در نتیجه افزایش تقاضا، دولت مشکل را تشدید می کند.
منبع: The Economist - ComprehensiveFarmers complain that land is being taken out of use by generously subsidised tree plantations.
کشاورزان شکایت می کنند که زمین به دلیل کشت درختان یارانه دار به حالت استفاده در نمی آید.
منبع: Past English Level 4 Reading Exam PapersFarming is partly subsidised by the government.
کشاورزی تا حدی توسط دولت یارانهگذاری میشود.
The government decided to subsidise the farmers to help them during the drought.
دولت تصمیم گرفت کشاورزان را برای کمک به آنها در طول خشکسالی یارانهدهی کند.
Many countries subsidise public transportation to encourage the use of buses and trains.
بسیاری از کشورها حمل و نقل عمومی را برای تشویق به استفاده از اتوبوس و قطار یارانهدهی میکنند.
The company decided to subsidise employee meals in the cafeteria.
شرکت تصمیم گرفت وعدههای غذایی کارکنان در رستوران را یارانهدهی کند.
Some schools subsidise students' tuition fees to make education more accessible.
برخی از مدارس شهریه دانشجویان را برای افزایش دسترسی به آموزش یارانهدهی میکنند.
The organization aims to subsidise healthcare for low-income families in the community.
سازمان هدف خود را بر ارائه خدمات درمانی به خانوادههای کمدرآمد در جامعه یارانهدهی میکند.
The government plans to subsidise renewable energy projects to promote sustainability.
دولت قصد دارد پروژههای انرژی تجدیدپذیر را برای ترویج پایداری یارانهدهی کند.
Some companies subsidise gym memberships for their employees to promote wellness.
برخی از شرکتها هزینههای عضویت در باشگاه ورزشی کارکنان را برای ترویج سلامتی یارانهدهی میکنند.
The city council decided to subsidise cultural events to enrich the community's cultural life.
شورای شهر تصمیم گرفت رویدادهای فرهنگی را برای غنیتر کردن زندگی فرهنگی جامعه یارانهدهی کند.
Parents can apply for financial aid to subsidise their children's education expenses.
والدین میتوانند برای دریافت کمکهای مالی برای یارانهدهی به هزینههای تحصیل فرزندان خود درخواست دهند.
The company offers to subsidise employee transportation costs for those who use public transit.
شرکت پیشنهاد میکند هزینههای حمل و نقل کارکنانی که از حمل و نقل عمومی استفاده میکنند را یارانهدهی کند.
So commuters are, in effect, subsidised.
بنابراین، مسافران در واقع یارانه می گیرند.
منبع: Yes, Minister Season 3There's no difference between subsidising football and subsidising art.
تفاوت بین یارانه دادن به فوتبال و یارانه دادن به هنر وجود ندارد.
منبع: Yes, Minister Season 3In India coal subsidises passenger fees on railways.
در هند، زغال سنگ هزینه مسافرین را در راه آهن یارانه می دهد.
منبع: The Economist (Summary)Let us choose what we subsidise by the extent of popular demand.
بیایید انتخاب کنیم چه چیزی را با توجه به میزان تقاضای مردمی یارانه دهیم.
منبع: Yes, Minister Season 3And finally, if you subsidise something, you pay part of its cost.
و در نهایت، اگر چیزی را یارانه دهید، بخشی از هزینه آن را پرداخت می کنید.
منبع: 6 Minute EnglishThis allowed the banks to subsidise industrial firms through their years of education.
این به بانک ها اجازه داد تا شرکت های صنعتی را در طول سال های تحصیل یارانه دهند.
منبع: The Economist - ArtsWe have sex education too. Should we subsidise sex, perhaps?
ما آموزش جنسی هم داریم. آیا باید آموزش جنسی را یارانه دهیم؟
منبع: Yes, Minister Season 3Most governments subsidise new reactors directly; Britain wants private investors to fund them.
اکثر دولت ها به طور مستقیم راکتورهای جدید را یارانه می دهند؛ بریتانییا می خواهد سرمایه گذاران خصوصی آنها را تامین مالی کنند.
منبع: The Economist - InternationalBy subsidising mortgages, and thus boosting demand, the government is exacerbating the problem.
با یارانه دادن به وام های مسکن و در نتیجه افزایش تقاضا، دولت مشکل را تشدید می کند.
منبع: The Economist - ComprehensiveFarmers complain that land is being taken out of use by generously subsidised tree plantations.
کشاورزان شکایت می کنند که زمین به دلیل کشت درختان یارانه دار به حالت استفاده در نمی آید.
منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papersلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید