subsidizer

[ایالات متحده]/ˈsʌbsɪdaɪzər/
[بریتانیا]/ˈsʌbsɪdaɪzɚ/

ترجمه

n. کسی که کمک مالی می‌کند؛ فرد یا سازمانی که کمک مالی می‌دهد؛ جمع: کمک‌دهندگان مالی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the subsidizer

مُمَوِّل

major subsidizer

مُمَوِّل بزرگ

government subsidizer

مُمَوِّل دولت

foreign subsidizer

مُمَوِّل خارجی

state subsidizer

مُمَوِّل دولتی

corporate subsidizer

مُمَوِّل شرکتی

chief subsidizer

مُمَوِّل اصلی

subsidizer role

نقش مُمَوِّل

subsidizer involvement

مشارکت مُمَوِّل

subsidizer pays

مُمَوِّل پرداخت می‌کند

جملات نمونه

the government acts as the primary subsidizer for this public housing project.

دولت به عنوان مالک اصلی کمک مالی این پروژه مسکن عمومی عمل می کند.

many farmers depend on the federal government as their main subsidizer.

بسیاری از کشاورزان به حکومت مرکزی به عنوان کمک مالی اصلی خود وابسته اند.

the company serves as a major subsidizer of educational programs in rural areas.

این شرکت به عنوان یکی از اصلی ترین کمک مالی برنامه های آموزشی در مناطق روستایی عمل می کند.

private companies can become subsidizers of renewable energy initiatives.

شرکت های خصوصی می توانند به عنوان کمک مالی اینیاتیات انرژی های تجدید پذیر شوند.

the subsidizer requires regular reports on how the funds are used.

کمک مالی نیاز به گزارشات منظم درباره نحوه استفاده از این پول ها دارد.

without a reliable subsidizer, the charity organization would struggle to survive.

بدون یک کمک مالی معتبر، سازمان خیریه دچار مشکل در زنده ماندن خواهد شد.

the subsidizer has increased funding for scientific research this year.

کمک مالی این سال به تحقیقات علمی افزایش یافته است.

our organization seeks additional subsidizers to expand our community services.

سازمان ما به دنبال کمک مالی اضافی برای گسترش خدمات جامعه ای خود است.

the subsidizer withdrew support after discovering misuse of funds.

کمک مالی پس از کشف سوء استفاده از پول ها حمایت خود را لغو کرد.

corporate subsidizers often receive tax benefits for their contributions.

کمک مالی های کorporate اغلب به دلیل مشارکت خود به مزایای مالیاتی دست پیدا می کنند.

the subsidizer prioritized projects that benefit low-income communities.

کمک مالی پروژه هایی را که به جوامع با درآمد پایین کمک می کنند، اولویت می دهد.

new policies encourage businesses to become subsidizers of arts and culture.

سیاست های جدید شرکت ها را تشویق می کنند تا به عنوان کمک مالی هنر و فرهنگ شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید