life subsists
حياة ادامه دارد
hope subsists
اميد ادامه دارد
love subsists
عشق ادامه دارد
truth subsists
حقيقت ادامه دارد
faith subsists
ايمان ادامه دارد
memory subsists
خاطره ادامه دارد
spirit subsists
روح ادامه دارد
energy subsists
انرژی ادامه دارد
joy subsists
شادي ادامه دارد
knowledge subsists
دانش ادامه دارد
the idea of love subsists in many cultures.
ایده عشق در بسیاری از فرهنگها وجود دارد.
a small community subsists on fishing and farming.
یک جامعه کوچک از ماهیگیری و کشاورزی امرار معاش میکند.
hope subsists even in the darkest times.
امید حتی در تاریکترین زمانها نیز وجود دارد.
the tradition subsists through generations.
این سنت نسلها طول میکشد.
some species subsist in harsh environments.
برخی از گونهها در محیطهای سخت زنده ماندن را ادامه میدهند.
knowledge subsists in the hearts of the wise.
دانش در دلهای خردمندان وجود دارد.
love for music subsists in every culture.
عشق به موسیقی در هر فرهنگی وجود دارد.
the organization subsists on donations from the public.
این سازمان از کمکهای عمومی امرار معاش میکند.
friendship subsists despite distance.
دوستی با وجود فاصله ادامه مییابد.
in many forms, art subsists in human expression.
در بسیاری از اشکال، هنر در بیان انسان وجود دارد.
life subsists
حياة ادامه دارد
hope subsists
اميد ادامه دارد
love subsists
عشق ادامه دارد
truth subsists
حقيقت ادامه دارد
faith subsists
ايمان ادامه دارد
memory subsists
خاطره ادامه دارد
spirit subsists
روح ادامه دارد
energy subsists
انرژی ادامه دارد
joy subsists
شادي ادامه دارد
knowledge subsists
دانش ادامه دارد
the idea of love subsists in many cultures.
ایده عشق در بسیاری از فرهنگها وجود دارد.
a small community subsists on fishing and farming.
یک جامعه کوچک از ماهیگیری و کشاورزی امرار معاش میکند.
hope subsists even in the darkest times.
امید حتی در تاریکترین زمانها نیز وجود دارد.
the tradition subsists through generations.
این سنت نسلها طول میکشد.
some species subsist in harsh environments.
برخی از گونهها در محیطهای سخت زنده ماندن را ادامه میدهند.
knowledge subsists in the hearts of the wise.
دانش در دلهای خردمندان وجود دارد.
love for music subsists in every culture.
عشق به موسیقی در هر فرهنگی وجود دارد.
the organization subsists on donations from the public.
این سازمان از کمکهای عمومی امرار معاش میکند.
friendship subsists despite distance.
دوستی با وجود فاصله ادامه مییابد.
in many forms, art subsists in human expression.
در بسیاری از اشکال، هنر در بیان انسان وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید