substages

[ایالات متحده]/ˈsʌbsteɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈsʌbsteɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ناحیه زیر صحنه یک میکروسکوپ
n. یک صحنه یا پلتفرم کمکی در یک میکروسکوپ

عبارات و ترکیب‌ها

substage analysis

تحلیل زیرمرحله

substage development

توسعه زیرمرحله

substage assessment

ارزیابی زیرمرحله

substage classification

طبقه بندی زیرمرحله

substage transition

انتقال زیرمرحله

substage tracking

ردیابی زیرمرحله

substage identification

شناسایی زیرمرحله

substage criteria

معیارهای زیرمرحله

substage overview

مروری بر زیرمرحله

substage framework

چارچوب زیرمرحله

جملات نمونه

the substage of the experiment was crucial for the results.

زیرمرحله آزمایش برای دستیابی به نتایج بسیار مهم بود.

during the substage, we observed significant changes.

در طول زیرمرحله، تغییرات قابل توجهی را مشاهده کردیم.

the substage analysis revealed new insights.

تجزیه و تحلیل زیرمرحله، بینش‌های جدیدی را آشکار کرد.

each substage of the project requires careful planning.

هر زیرمرحله از پروژه نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

we need to evaluate the substage before moving forward.

ما باید زیرمرحله را قبل از ادامه دادن ارزیابی کنیم.

the substage testing was completed ahead of schedule.

آزمایش زیرمرحله زودتر از موعد به پایان رسید.

her role in the substage was to collect data.

وظیفه او در زیرمرحله جمع آوری داده ها بود.

we are currently in the substage of development.

ما در حال حاضر در زیرمرحله توسعه هستیم.

the substage findings will guide our next steps.

یافته‌های زیرمرحله گام بعدی ما را هدایت خواهد کرد.

understanding the substage is vital for success.

درک زیرمرحله برای موفقیت حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید