subtribe

[ایالات متحده]/ˈsʌbtraɪb/
[بریتانیا]/ˈsʌbtraɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زیرمجموعه از یک قبیله؛ یک دسته‌بندی در طبقه‌بندی زیستی

عبارات و ترکیب‌ها

subtribe member

عضو قبیله فرعی

subtribe leader

رهبر قبیله فرعی

subtribe classification

طبقه بندی قبیله فرعی

subtribe hierarchy

سلسله مراتب قبیله فرعی

subtribe culture

فرهنگ قبیله فرعی

subtribe identity

هویت قبیله فرعی

subtribe diversity

تنوع قبیله فرعی

subtribe dynamics

پویایی قبیله فرعی

subtribe relations

روابط قبیله فرعی

subtribe practices

نظم های قبیله فرعی

جملات نمونه

the subtribe has unique cultural practices.

زیر قبیله دارای آداب و رسوم فرهنگی منحصر به فرد است.

researchers are studying the language of the subtribe.

محققان در حال مطالعه زبان زیر قبیله هستند.

each subtribe has its own traditional clothing.

هر زیر قبیله لباس سنتی خاص خود را دارد.

the subtribe's rituals are fascinating.

آداب و رسوم زیر قبیله جذاب هستند.

the elders of the subtribe hold significant authority.

بزرگان زیر قبیله از قدرت قابل توجهی برخوردارند.

conflicts often arise between different subtribes.

درگیری‌ها اغلب بین قبیحه‌های مختلف رخ می‌دهد.

the subtribe is known for its intricate art.

زیر قبیله به خاطر هنر پیچیده خود شناخته شده است.

members of the subtribe gather for annual celebrations.

اعضای زیر قبیله برای جشن‌های سالانه گرد هم می‌آیند.

the subtribe's history is rich and diverse.

تاریخچه زیر قبیله غنی و متنوع است.

understanding the subtribe's beliefs is essential for cultural studies.

درک باورهای زیر قبیله برای مطالعات فرهنگی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید