The association is funded by an annual subvention from the government.
این انجمن توسط کمک مالی سالانه دولت تامین مالی میشود.
The organization received a subvention from the government to support its research projects.
سازمان کمک مالی از دولت دریافت کرد تا پروژههای تحقیقاتی خود را حمایت کند.
The subvention helped the school improve its facilities and provide better resources for students.
این کمک مالی به مدرسه کمک کرد تا امکانات خود را بهبود بخشد و منابع بهتری برای دانش آموزان فراهم کند.
The company applied for a subvention to expand its operations overseas.
شرکت برای گسترش فعالیتهای خود در خارج از کشور برای دریافت کمک مالی اقدام کرد.
The subvention allowed the non-profit organization to continue its important work in the community.
این کمک مالی به سازمان غیرانتفاعی اجازه داد تا به کار مهم خود در جامعه ادامه دهد.
The subvention was used to fund a new program aimed at helping low-income families.
این کمک مالی برای تامین مالی یک برنامه جدید که هدف آن کمک به خانوادههای کمدرآمد بود، استفاده شد.
The subvention was approved to support the development of renewable energy technologies.
این کمک مالی برای حمایت از توسعه فناوریهای انرژی تجدیدپذیر تایید شد.
The subvention from the foundation allowed the museum to offer free admission to visitors.
این کمک مالی از بنیاد به موزه این امکان را داد تا ورود به صورت رایگان به بازدیدکنندگان ارائه دهد.
The subvention played a crucial role in keeping the cultural institution afloat during tough times.
این کمک مالی نقش مهمی در حفظ شناور بودن نهاد فرهنگی در دوران سخت داشت.
The subvention was allocated to support small businesses affected by the economic downturn.
این کمک مالی برای حمایت از کسب و کارهای کوچک که تحت تأثیر رکود اقتصادی قرار گرفته بودند، تخصیص یافت.
The subvention was used to provide training and education opportunities for underprivileged youth.
این کمک مالی برای ارائه فرصتهای آموزشی و تحصیلی برای جوانان محروم استفاده شد.
The association is funded by an annual subvention from the government.
این انجمن توسط کمک مالی سالانه دولت تامین مالی میشود.
The organization received a subvention from the government to support its research projects.
سازمان کمک مالی از دولت دریافت کرد تا پروژههای تحقیقاتی خود را حمایت کند.
The subvention helped the school improve its facilities and provide better resources for students.
این کمک مالی به مدرسه کمک کرد تا امکانات خود را بهبود بخشد و منابع بهتری برای دانش آموزان فراهم کند.
The company applied for a subvention to expand its operations overseas.
شرکت برای گسترش فعالیتهای خود در خارج از کشور برای دریافت کمک مالی اقدام کرد.
The subvention allowed the non-profit organization to continue its important work in the community.
این کمک مالی به سازمان غیرانتفاعی اجازه داد تا به کار مهم خود در جامعه ادامه دهد.
The subvention was used to fund a new program aimed at helping low-income families.
این کمک مالی برای تامین مالی یک برنامه جدید که هدف آن کمک به خانوادههای کمدرآمد بود، استفاده شد.
The subvention was approved to support the development of renewable energy technologies.
این کمک مالی برای حمایت از توسعه فناوریهای انرژی تجدیدپذیر تایید شد.
The subvention from the foundation allowed the museum to offer free admission to visitors.
این کمک مالی از بنیاد به موزه این امکان را داد تا ورود به صورت رایگان به بازدیدکنندگان ارائه دهد.
The subvention played a crucial role in keeping the cultural institution afloat during tough times.
این کمک مالی نقش مهمی در حفظ شناور بودن نهاد فرهنگی در دوران سخت داشت.
The subvention was allocated to support small businesses affected by the economic downturn.
این کمک مالی برای حمایت از کسب و کارهای کوچک که تحت تأثیر رکود اقتصادی قرار گرفته بودند، تخصیص یافت.
The subvention was used to provide training and education opportunities for underprivileged youth.
این کمک مالی برای ارائه فرصتهای آموزشی و تحصیلی برای جوانان محروم استفاده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید