succourer

[ایالات متحده]/ˈsʌkərər/
[بریتانیا]/ˈsʌkərər/

ترجمه

n. شخصی که کمک یا حمایت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

great succourer

نجات دهنده بزرگ

divine succourer

نجات دهنده الهی

true succourer

نجات دهنده راستین

faithful succourer

نجات دهنده باوفا

unexpected succourer

نجات دهنده غیرمنتظره

trusted succourer

نجات دهنده مورد اعتماد

silent succourer

نجات دهنده خاموش

constant succourer

نجات دهنده ثابت

immediate succourer

نجات دهنده فوری

generous succourer

نجات دهنده سخاوتمند

جملات نمونه

he was regarded as a succourer of the needy.

او به عنوان یاری‌رسان نیازمندان شناخته می‌شد.

in times of crisis, a succourer can make all the difference.

در زمان بحران، یک یاری‌رسان می‌تواند تفاوت ایجاد کند.

the charity acts as a succourer for homeless families.

این خیریه به عنوان یاری‌رسان برای خانواده‌های بی‌خانمان عمل می‌کند.

she became a succourer to many during the disaster.

او در طول فاجعه به بسیاری از افراد تبدیل به یاری‌رسان شد.

a true succourer offers help without expecting anything in return.

یک یاری‌رسان واقعی بدون انتظار هیچ‌چیز در ازای آن کمک می‌کند.

his role as a succourer was recognized by the community.

نقش او به عنوان یاری‌رسان توسط جامعه مورد شناخت قرار گرفت.

many people see her as a succourer in their times of need.

بسیاری از مردم او را در زمان نیازشان به عنوان یاری‌رسان می‌بینند.

the organization aims to train succourers for disaster relief.

این سازمان هدف خود را آموزش یاری‌رسانان برای امدادرسانی در زمان وقوع حوادث قرار داده است.

being a succourer requires compassion and dedication.

یاری‌رسان بودن نیازمند شفقت و تعهد است.

he has always been a succourer to those in distress.

او همیشه به کسانی که در سختی هستند، یاری‌رسان بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید