suctioned

[ایالات متحده]/ˈsʌkʃənd/
[بریتانیا]/ˈsʌkʃənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و شکل سوم فعل مکش

عبارات و ترکیب‌ها

suctioned air

هوا مکش شده

suctioned fluid

سیال مکش شده

suctioned material

مواد مکش شده

suctioned debris

زباله های مکش شده

suctioned smoke

دود مکش شده

suctioned particles

ذرات مکش شده

suctioned liquid

مایع مکش شده

suctioned gas

گاز مکش شده

suctioned tissue

بافت مکش شده

suctioned sample

نمونه مکش شده

جملات نمونه

the vacuum cleaner suctioned up all the dirt from the carpet.

جاروبرقی تمام خاک را از روی فرش جمع کرد.

the doctor suctioned the fluid from the patient’s lungs.

پزشک مایع را از ریه های بیمار تخلیه کرد.

she suctioned the water out of the flooded basement.

او آب را از زیرزمین سیل زده تخلیه کرد.

the machine suctioned the air to create a vacuum.

دستگاه برای ایجاد خلاء هوا را تخلیه کرد.

he suctioned the excess glue from the surface.

او چسب اضافی را از سطح زد.

the dentist suctioned saliva during the procedure.

دندانپزشک در طول درمان بزاق را تخلیه کرد.

the sponge suctioned up the spilled juice.

اسفنج آبمیوه ریخته شده را جمع کرد.

the pump suctioned the oil from the tank.

پمپ روغن را از مخزن تخلیه کرد.

the scientist suctioned samples for analysis.

دانشمند نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل تخلیه کرد.

the suctioned air created a loud noise.

هوا تخلیه شده باعث ایجاد صدای بلندی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید