human sufferances
رنجهای انسانی
sufferances of life
رنجهای زندگی
sufferances endured
رنجهایی که تحمل شدهاند
shared sufferances
رنجهای مشترک
sufferances faced
رنجهایی که با آنها روبرو شدهاند
sufferances revealed
رنجهایی که آشکار شدهاند
sufferances unspoken
رنجهایی که بیان نشدهاند
sufferances acknowledged
رنجهایی که به رسمیت شناخته شدهاند
sufferances expressed
رنجهایی که بیان شدهاند
sufferances shared
رنجهای مشترک
many people endure sufferances during difficult times.
بسیاری از مردم در زمانهای سخت رنجها را تحمل میکنند.
her sufferances were a testament to her strength.
رنجهای او گوازی بر قدرت او بود.
he spoke about the sufferances of the oppressed.
او درباره رنجهای مردم تحت ستم صحبت کرد.
we must acknowledge the sufferances of others.
ما باید رنجهای دیگران را به رسمیت بشناسیم.
his writings often reflect the sufferances of society.
نوشتههای او اغلب رنجهای جامعه را منعکس میکنند.
they united to alleviate the sufferances of the poor.
آنها برای کاهش رنجهای فقرا متحد شدند.
understanding their sufferances can lead to empathy.
درک رنجهای آنها میتواند منجر به همدلی شود.
her art depicts the sufferances of war.
هنر او رنجهای جنگ را به تصویر میکشد.
he often reflects on his past sufferances.
او اغلب به رنجهای گذشته خود فکر میکند.
we should strive to reduce the sufferances in our community.
ما باید تلاش کنیم رنجها را در جامعه خود کاهش دهیم.
human sufferances
رنجهای انسانی
sufferances of life
رنجهای زندگی
sufferances endured
رنجهایی که تحمل شدهاند
shared sufferances
رنجهای مشترک
sufferances faced
رنجهایی که با آنها روبرو شدهاند
sufferances revealed
رنجهایی که آشکار شدهاند
sufferances unspoken
رنجهایی که بیان نشدهاند
sufferances acknowledged
رنجهایی که به رسمیت شناخته شدهاند
sufferances expressed
رنجهایی که بیان شدهاند
sufferances shared
رنجهای مشترک
many people endure sufferances during difficult times.
بسیاری از مردم در زمانهای سخت رنجها را تحمل میکنند.
her sufferances were a testament to her strength.
رنجهای او گوازی بر قدرت او بود.
he spoke about the sufferances of the oppressed.
او درباره رنجهای مردم تحت ستم صحبت کرد.
we must acknowledge the sufferances of others.
ما باید رنجهای دیگران را به رسمیت بشناسیم.
his writings often reflect the sufferances of society.
نوشتههای او اغلب رنجهای جامعه را منعکس میکنند.
they united to alleviate the sufferances of the poor.
آنها برای کاهش رنجهای فقرا متحد شدند.
understanding their sufferances can lead to empathy.
درک رنجهای آنها میتواند منجر به همدلی شود.
her art depicts the sufferances of war.
هنر او رنجهای جنگ را به تصویر میکشد.
he often reflects on his past sufferances.
او اغلب به رنجهای گذشته خود فکر میکند.
we should strive to reduce the sufferances in our community.
ما باید تلاش کنیم رنجها را در جامعه خود کاهش دهیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید