sufferances

[ایالات متحده]/ˈsʌfərənsɪz/
[بریتانیا]/ˈsʌfərənˌsɪz/

ترجمه

n. ظرفیت تحمل درد یا سختی

عبارات و ترکیب‌ها

human sufferances

رنج‌های انسانی

sufferances of life

رنج‌های زندگی

sufferances endured

رنج‌هایی که تحمل شده‌اند

shared sufferances

رنج‌های مشترک

sufferances faced

رنج‌هایی که با آن‌ها روبرو شده‌اند

sufferances revealed

رنج‌هایی که آشکار شده‌اند

sufferances unspoken

رنج‌هایی که بیان نشده‌اند

sufferances acknowledged

رنج‌هایی که به رسمیت شناخته شده‌اند

sufferances expressed

رنج‌هایی که بیان شده‌اند

sufferances shared

رنج‌های مشترک

جملات نمونه

many people endure sufferances during difficult times.

بسیاری از مردم در زمان‌های سخت رنج‌ها را تحمل می‌کنند.

her sufferances were a testament to her strength.

رنج‌های او گوازی بر قدرت او بود.

he spoke about the sufferances of the oppressed.

او درباره رنج‌های مردم تحت ستم صحبت کرد.

we must acknowledge the sufferances of others.

ما باید رنج‌های دیگران را به رسمیت بشناسیم.

his writings often reflect the sufferances of society.

نوشته‌های او اغلب رنج‌های جامعه را منعکس می‌کنند.

they united to alleviate the sufferances of the poor.

آنها برای کاهش رنج‌های فقرا متحد شدند.

understanding their sufferances can lead to empathy.

درک رنج‌های آنها می‌تواند منجر به همدلی شود.

her art depicts the sufferances of war.

هنر او رنج‌های جنگ را به تصویر می‌کشد.

he often reflects on his past sufferances.

او اغلب به رنج‌های گذشته خود فکر می‌کند.

we should strive to reduce the sufferances in our community.

ما باید تلاش کنیم رنج‌ها را در جامعه خود کاهش دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید