suffice

[ایالات متحده]/səˈfaɪs/
[بریتانیا]/səˈfaɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. راضی کردن; برای یک هدف کافی بودن; رضایت بخش بودن

vi. کافی بودن; قادر بودن
Word Forms
زمان گذشتهsufficed
قسمت سوم فعلsufficed
شکل سوم شخص مفردsuffices
صفت یا فعل حال استمراریsufficing

عبارات و ترکیب‌ها

suffice for

کافی برای

جملات نمونه

simple mediocrity cannot suffice them.

چیزِ ساده و معمولی نمی‌تواند آن‌ها را راضی کند.

Fifty dollars will suffice me. 50

۵۰ دلار برای من کافی خواهد بود. ۵۰

Fifty dollars will suffice for my needs. 50

۵۰ دلار برای رفع نیازهای من کافی خواهد بود. ۵۰

These rations will suffice until next week.

این سهمیه ها تا هفته آینده کافی خواهد بود.

Some bread and soup will suffice me.

برخی نان و سوپ برای من کافی خواهد بود.

suffice it to say that they were not considered suitable for this project.

باید بگوییم که آنها برای این پروژه مناسب تلقی نشدند.

Two bottles of wine will suffice for lunch.

دو بطری شراب برای ناهار کافی خواهد بود.

Suffice it to say that the figures were not included in the official report.

باید بگوییم که این ارقام در گزارش رسمی گنجانده نشده بودند.

Suffice it to say that the following responses of some umbelliferous plants have been observed.

باید بگوییم که پاسخ های زیر از برخی گیاهان چتری مشاهده شده است.

نمونه‌های واقعی

Suffice it to say, I was awesome.

بسیار خب، من فوق العاده بودم.

منبع: Suits Season 3

I would have thought bread and water would suffice.

تصور می‌کردم نان و آب کافی باشد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

I'm sorry? I need eggs. Four dozen should suffice.

متاسفم؟ من به تخم مرغ نیاز دارم. چهار دزین کافی است.

منبع: The Big Bang Theory Season 1

Suffice to say Krondl is what you call a donut expert.

بسیار خب، کروندل کسی است که به آن ها باید گفت متخصص دونات.

منبع: Popular Science Essays

And it means that expertise won't always suffice, because the system just keeps changing too fast.

و این بدان معناست که تخصص همیشه کافی نخواهد بود، زیرا سیستم به سرعت در حال تغییر است.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2019 Collection

Suffice it to say, the odds of that happening are astronomically low.

بسیار خب، احتمال وقوع آن بسیار کم است.

منبع: TED-Ed (audio version)

Perhaps it will suffice to mention the nuclear bomb.

شاید ذکر بمب هسته ای کافی باشد.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

Mr Gunay says only an “indefinite” loan will suffice.

آقای گونای می‌گوید فقط یک وام “نامحدود” کافی است.

منبع: The Economist - Arts

Those well-worn words are a small offering, perhaps, but they will suffice.

آن عبارت های کهنه، شاید، یک پیشنهاد کوچک باشند، اما کافی خواهند بود.

منبع: PBS Interview Education Series

A few hundred million euros a year would suffice for poor western areas.

چند صد میلیون یورو در سال برای مناطق غربی فقیر کافی خواهد بود.

منبع: The Economist - International

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید