suffixed word
کلمه پسوندی
suffixed form
فرم پسوندی
suffixed letter
حرف پسوندی
suffixed number
شماره پسوندی
suffixed phrase
عبارت پسوندی
suffixed title
عنوان پسوندی
suffixed element
عنصر پسوندی
suffixed category
دسته پسوندی
suffixed identifier
شناسه پسوندی
suffixed name
نام پسوندی
the file name is suffixed with a date for organization.
نام فایل با درج تاریخی برای سازماندهی پسوند خورده است.
in programming, variables can be suffixed with types for clarity.
در برنامه نویسی، متغیرها می توانند با درج نوع برای وضوح پسوند خورده باشند.
the word is often suffixed with 'ing' to indicate ongoing action.
این کلمه اغلب با پسوند 'ing' برای نشان دادن عمل در حال انجام پسوند خورده است.
many adjectives are suffixed with 'ly' to form adverbs.
بسیاری از صفت ها با 'ly' پسوند خورده اند تا به قید تبدیل شوند.
he suffixed his name with a title to show his qualifications.
او نام خود را با درج عنوان برای نشان دادن صلاحیت های خود پسوند زد.
the domain name is suffixed with '.com' for commercial use.
نام دامنه با '.com' برای استفاده تجاری پسوند خورده است.
in linguistics, some words are suffixed to create new meanings.
در زبان شناسی، برخی از کلمات برای ایجاد معانی جدید پسوند خورده اند.
she prefers to have her emails suffixed with a signature.
او ترجیح می دهد ایمیل های خود را با درج امضا پسوند بزند.
the product code is suffixed with a version number for reference.
کد محصول با درج شماره نسخه برای ارجاع پسوند خورده است.
in math, the variable is often suffixed to denote its sequence.
در ریاضیات، متغیر اغلب برای نشان دادن ترتیب آن پسوند خورده است.
suffixed word
کلمه پسوندی
suffixed form
فرم پسوندی
suffixed letter
حرف پسوندی
suffixed number
شماره پسوندی
suffixed phrase
عبارت پسوندی
suffixed title
عنوان پسوندی
suffixed element
عنصر پسوندی
suffixed category
دسته پسوندی
suffixed identifier
شناسه پسوندی
suffixed name
نام پسوندی
the file name is suffixed with a date for organization.
نام فایل با درج تاریخی برای سازماندهی پسوند خورده است.
in programming, variables can be suffixed with types for clarity.
در برنامه نویسی، متغیرها می توانند با درج نوع برای وضوح پسوند خورده باشند.
the word is often suffixed with 'ing' to indicate ongoing action.
این کلمه اغلب با پسوند 'ing' برای نشان دادن عمل در حال انجام پسوند خورده است.
many adjectives are suffixed with 'ly' to form adverbs.
بسیاری از صفت ها با 'ly' پسوند خورده اند تا به قید تبدیل شوند.
he suffixed his name with a title to show his qualifications.
او نام خود را با درج عنوان برای نشان دادن صلاحیت های خود پسوند زد.
the domain name is suffixed with '.com' for commercial use.
نام دامنه با '.com' برای استفاده تجاری پسوند خورده است.
in linguistics, some words are suffixed to create new meanings.
در زبان شناسی، برخی از کلمات برای ایجاد معانی جدید پسوند خورده اند.
she prefers to have her emails suffixed with a signature.
او ترجیح می دهد ایمیل های خود را با درج امضا پسوند بزند.
the product code is suffixed with a version number for reference.
کد محصول با درج شماره نسخه برای ارجاع پسوند خورده است.
in math, the variable is often suffixed to denote its sequence.
در ریاضیات، متغیر اغلب برای نشان دادن ترتیب آن پسوند خورده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید