suffixed

[ایالات متحده]/ˈsʌfɪkst/
[بریتانیا]/ˈsʌfɪkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پسوند؛ یک زیرنویس
vt. اضافه کردن پسوند به یک کلمه

عبارات و ترکیب‌ها

suffixed word

کلمه پسوندی

suffixed form

فرم پسوندی

suffixed letter

حرف پسوندی

suffixed number

شماره پسوندی

suffixed phrase

عبارت پسوندی

suffixed title

عنوان پسوندی

suffixed element

عنصر پسوندی

suffixed category

دسته پسوندی

suffixed identifier

شناسه پسوندی

suffixed name

نام پسوندی

جملات نمونه

the file name is suffixed with a date for organization.

نام فایل با درج تاریخی برای سازماندهی پسوند خورده است.

in programming, variables can be suffixed with types for clarity.

در برنامه نویسی، متغیرها می توانند با درج نوع برای وضوح پسوند خورده باشند.

the word is often suffixed with 'ing' to indicate ongoing action.

این کلمه اغلب با پسوند 'ing' برای نشان دادن عمل در حال انجام پسوند خورده است.

many adjectives are suffixed with 'ly' to form adverbs.

بسیاری از صفت ها با 'ly' پسوند خورده اند تا به قید تبدیل شوند.

he suffixed his name with a title to show his qualifications.

او نام خود را با درج عنوان برای نشان دادن صلاحیت های خود پسوند زد.

the domain name is suffixed with '.com' for commercial use.

نام دامنه با '.com' برای استفاده تجاری پسوند خورده است.

in linguistics, some words are suffixed to create new meanings.

در زبان شناسی، برخی از کلمات برای ایجاد معانی جدید پسوند خورده اند.

she prefers to have her emails suffixed with a signature.

او ترجیح می دهد ایمیل های خود را با درج امضا پسوند بزند.

the product code is suffixed with a version number for reference.

کد محصول با درج شماره نسخه برای ارجاع پسوند خورده است.

in math, the variable is often suffixed to denote its sequence.

در ریاضیات، متغیر اغلب برای نشان دادن ترتیب آن پسوند خورده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید