add to
اضافه به
add up
جمع کردن
add on
اضافه کردن
addition
جمع
additional
اضافی
add in
اضافه کردن در
add value
ارزش افزوده
add noise
اضافه کردن نویز
add weight to
اضافه کردن وزن به
add the juice of a lemon.
اضافه کردن آب لیمو
add a pinch of salt.
اضافه کردن مقدار کمی نمک
add a smidgen of cayenne.
اضافه کردن مقدار کمی کاین
add a touch of vinegar.
اضافه کردن مقدار کمی سرکه
add fuel to the flame
سوختن آتش
add a clause in a contract
اضافه کردن یک بند به قرارداد
Add up the figures.
جمع کردن ارقام
add 1 cupful of flour.
اضافه کردن 1 پیمانه آرد
an explosion in the adder population.
یک انفجار در جمعیت مارمولکها
add a large clove of garlic.
اضافه کردن یک حبه سیر بزرگ
Add the butter last.
اضافه کردن کره در آخر
add (a) stone to one's cairn
اضافه کردن (یک) سنگ به تپه خود
a new add on the earthquake story
اضافه کردن جدید به داستان زلزله
Marcella - add oil !!
مارسلا - اضافه کردن روغن!!
a bill that didn't add up.
یک صورتحساب که جمع نشد.
to add more hot water
اضافه کردن آب گرم بیشتر
add comments or explanations
اضافه کردن نظرات یا توضیحات
Five and eleven add up to sixteen.
پنج و یازده جمعاً شانزده میشود.
Add one teaspoon of sugar.
اضافه کردن یک قاشق چایخوری شکر.
Add a teaspoonful of curry powder.
اضافه کردن یک قاشق چایخوری پودر کاری.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید