suffusing

[ایالات متحده]/səˈfjuːzɪŋ/
[بریتانیا]/səˈfjuːzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مایع یا نور گسترش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

suffusing light

نور بخشیدن

suffusing warmth

گرما بخشیدن

suffusing color

رنگ بخشیدن

suffusing sound

صدا بخشیدن

suffusing energy

انرژی بخشیدن

suffusing aroma

بوی خوش بخشیدن

suffusing joy

شادی بخشیدن

suffusing peace

آرامش بخشیدن

suffusing beauty

زیبایی بخشیدن

suffusing hope

امید بخشیدن

جملات نمونه

the sunset was suffusing the sky with vibrant colors.

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های زنده آغشته می‌کرد.

her laughter was suffusing the room with joy.

خنده او اتاق را با شادی آغشته می‌کرد.

the aroma of fresh bread was suffusing the bakery.

عطر نان تازه نانوایی را آغشته می‌کرد.

soft music was suffusing the atmosphere at the café.

موسیقی ملایم فضای کافه را آغشته می‌کرد.

the warmth of the sun was suffusing the beach.

گرماي خورشيد ساحل را آغشته می‌کرد.

her kindness was suffusing the community with hope.

مهربانی او جامعه را با امید آغشته می‌کرد.

the mist was suffusing the valley in the early morning.

مه صبح زود دره را آغشته می‌کرد.

his presence was suffusing the gathering with a sense of calm.

حضور او گردهمایی را با حس آرامش آغشته می‌کرد.

the colors were suffusing the canvas as she painted.

رنگ‌ها در حالی که او نقاشی می‌کرد، بوم را آغشته می‌کردند.

the excitement was suffusing the crowd before the concert.

هیجان جمعیت را قبل از کنسرت آغشته می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید