sugarcoats everything
همه چیز را با قند تزیین میکند
sugarcoats the truth
حقیقت را با قند تزیین میکند
sugarcoats problems
مشکلات را با قند تزیین میکند
sugarcoats reality
واقعیت را با قند تزیین میکند
sugarcoats criticism
انتقادات را با قند تزیین میکند
sugarcoats feedback
بازخورد را با قند تزیین میکند
sugarcoats issues
مسائل را با قند تزیین میکند
sugarcoats facts
حقایق را با قند تزیین میکند
sugarcoats messages
پیامها را با قند تزیین میکند
sugarcoats stories
داستانها را با قند تزیین میکند
she sugarcoats the truth to make it more palatable.
او حقیقت را به گونهای بیان میکند تا گوارا و قابل هضمتر به نظر برسد.
he always sugarcoats his criticism to avoid hurting feelings.
او همیشه انتقاد خود را به گونهای بیان میکند تا از ناراحتی دیگران جلوگیری کند.
don't sugarcoat your response; i want the honest feedback.
پاسخ خود را به گونهای بیان نکنید؛ من بازخورد صادقانه میخواهم.
she tends to sugarcoat her stories to make them more interesting.
او معمولاً داستانهای خود را به گونهای بیان میکند تا جذابتر به نظر برسند.
some politicians sugarcoat their policies to gain public support.
برخی از سیاستمداران سیاستهای خود را به گونهای بیان میکنند تا از حمایت مردم به دست آورند.
he sugarcoats the bad news to soften the blow.
او اخبار بد را به گونهای بیان میکند تا ضربه آن را کمتر کند.
it's easy to sugarcoat reality when you're trying to sell something.
وقتی میخواهید چیزی را بفروشید، بیان واقعیت به گونهای که گوارا باشد آسان است.
she sugarcoats her failures to make them seem less significant.
او شکستهای خود را به گونهای بیان میکند تا اهمیت کمتری به نظر برسند.
don't sugarcoat the issue; we need to address it directly.
مسئله را به گونهای بیان نکنید؛ ما باید آن را به طور مستقیم مورد رسیدگی قرار دهیم.
he sugarcoats his achievements to impress others.
او دستاوردهای خود را به گونهای بیان میکند تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.
sugarcoats everything
همه چیز را با قند تزیین میکند
sugarcoats the truth
حقیقت را با قند تزیین میکند
sugarcoats problems
مشکلات را با قند تزیین میکند
sugarcoats reality
واقعیت را با قند تزیین میکند
sugarcoats criticism
انتقادات را با قند تزیین میکند
sugarcoats feedback
بازخورد را با قند تزیین میکند
sugarcoats issues
مسائل را با قند تزیین میکند
sugarcoats facts
حقایق را با قند تزیین میکند
sugarcoats messages
پیامها را با قند تزیین میکند
sugarcoats stories
داستانها را با قند تزیین میکند
she sugarcoats the truth to make it more palatable.
او حقیقت را به گونهای بیان میکند تا گوارا و قابل هضمتر به نظر برسد.
he always sugarcoats his criticism to avoid hurting feelings.
او همیشه انتقاد خود را به گونهای بیان میکند تا از ناراحتی دیگران جلوگیری کند.
don't sugarcoat your response; i want the honest feedback.
پاسخ خود را به گونهای بیان نکنید؛ من بازخورد صادقانه میخواهم.
she tends to sugarcoat her stories to make them more interesting.
او معمولاً داستانهای خود را به گونهای بیان میکند تا جذابتر به نظر برسند.
some politicians sugarcoat their policies to gain public support.
برخی از سیاستمداران سیاستهای خود را به گونهای بیان میکنند تا از حمایت مردم به دست آورند.
he sugarcoats the bad news to soften the blow.
او اخبار بد را به گونهای بیان میکند تا ضربه آن را کمتر کند.
it's easy to sugarcoat reality when you're trying to sell something.
وقتی میخواهید چیزی را بفروشید، بیان واقعیت به گونهای که گوارا باشد آسان است.
she sugarcoats her failures to make them seem less significant.
او شکستهای خود را به گونهای بیان میکند تا اهمیت کمتری به نظر برسند.
don't sugarcoat the issue; we need to address it directly.
مسئله را به گونهای بیان نکنید؛ ما باید آن را به طور مستقیم مورد رسیدگی قرار دهیم.
he sugarcoats his achievements to impress others.
او دستاوردهای خود را به گونهای بیان میکند تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید