summersets

[ایالات متحده]/ˈsʌməsɛt/
[بریتانیا]/ˈsʌmərˌsɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حرکت آکروباتیک که در آن فرد به طور کامل چرخش می‌کند
vi. انجام دادن یک سمرست

عبارات و ترکیب‌ها

summerset park

پارک سامرست

summerset road

خیابان سامرست

summerset estate

املاک سامرست

summerset festival

جشنواره سامرست

summerset school

مدرسه سامرست

summerset village

دهکده سامرست

summerset club

باشگاه سامرست

summerset house

خانه سامرست

summerset bridge

پل سامرست

summerset center

مرکز سامرست

جملات نمونه

we enjoyed a beautiful summerset by the beach.

ما از یک روز تعطیل تابستانی زیبا کنار ساحل لذت بردیم.

the summerset brought a sense of peace to the town.

تعطیلات تابستانی حسی از آرامش را به شهر آورد.

during the summerset, the sky turned a brilliant orange.

در طول تعطیلات تابستانی، آسمان به رنگ نارنجی درخشانی تغییر کرد.

we took a long walk during the summerset hours.

ما در طول ساعات تعطیلات تابستانی پیاده‌روی طولانی رفتیم.

the summerset festival attracted many visitors.

جشنواره تعطیلات تابستانی بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.

children played joyfully as the summerset approached.

کودکان با شادی بازی کردند زیرا تعطیلات تابستانی نزدیک می شد.

she captured the beauty of the summerset in her painting.

او زیبایی تعطیلات تابستانی را در نقاشی خود به تصویر کشید.

the summerset breeze was refreshing after a hot day.

نسیم تعطیلات تابستانی پس از یک روز داغ دلپذیر بود.

we planned a picnic to celebrate the summerset.

ما برای بزرگداشت تعطیلات تابستانی یک پیک نیک برنامه ریزی کردیم.

as the summerset ended, the stars began to twinkle.

همانطور که تعطیلات تابستانی به پایان رسید، ستاره ها شروع به چشمک زدن کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید