sumps

[ایالات متحده]/sʌmps/
[بریتانیا]/sʌmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع sump؛ یک چاله یا مخزن برای جمع‌آوری مایعات

عبارات و ترکیب‌ها

storm sumps

گودال‌های تخلیه طوفانی

drainage sumps

گودال‌های زهکشی

sewage sumps

گودال‌های فاضلانی

sump pumps

پمپ‌های گودال

sump cleaning

تمیز کردن گودال

sump design

طراحی گودال

sump installation

نصب گودال

sump maintenance

نگهداری گودال

sump capacity

ظرفیت گودال

sump level

سطح گودال

جملات نمونه

we need to clean the sumps regularly to prevent flooding.

ما باید به طور منظم گودال‌ها را تمیز کنیم تا از آب‌گرفتگی جلوگیری شود.

the sumps are essential for managing stormwater runoff.

گودال‌ها برای مدیریت رواناب طوفانی ضروری هستند.

he inspected the sumps to ensure proper drainage.

او گودال‌ها را برای اطمینان از زهکشی مناسب بازرسی کرد.

installing sumps can help reduce water accumulation in basements.

نصب گودال‌ها می‌تواند به کاهش تجمع آب در زیرزمین‌ها کمک کند.

the maintenance crew is responsible for the sumps in the area.

تیم تعمیر و نگهداری مسئولیت گودال‌های منطقه را بر عهده دارد.

they found debris in the sumps that needed to be cleared.

آنها قطعات آشغال را در گودال‌ها پیدا کردند که نیاز به پاکسازی داشت.

properly designed sumps can enhance the efficiency of drainage systems.

گودال‌های طراحی شده به درستی می‌توانند کارایی سیستم‌های زهکشی را افزایش دهند.

during the storm, the sumps overflowed, causing water to pool.

در طول طوفان، گودال‌ها سرریز شدند و باعث تجمع آب شدند.

regular inspection of sumps can prevent costly repairs later.

بازرسی منظم گودال‌ها می‌تواند از تعمیرات پرهزینه در آینده جلوگیری کند.

the construction plan includes the installation of several sumps.

برنامه ساخت و ساز شامل نصب چندین گودال است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید