sunburst

[ایالات متحده]/'sʌnbɜːst/
[بریتانیا]/'sʌnbɝst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نور خورشید که از میان ابرها می‌تابد؛ جواهرات به شکل خورشید با الماس‌ها

جملات نمونه

The sunburst through the clouds was breathtaking.

تابش خورشید از میان ابرها خیره‌کننده بود.

She wore a sunburst pendant around her neck.

او یک آویز خورشیدی در گردن خود داشت.

The sunburst pattern on the wall added a touch of elegance to the room.

الگوی خورشیدی روی دیوار، ظاهری شیک به اتاق بخشید.

The sunburst effect in the photo made it look more vibrant.

اثر خورشیدی در عکس باعث شد که ظاهر زنده‌تری داشته باشد.

The sunburst reflected off the water, creating a dazzling display.

تابش خورشید از روی آب بازتاب یافت و صحنه‌ای خیره‌کننده ایجاد کرد.

The sunburst of colors in the painting made it stand out.

تابش رنگ‌ها در نقاشی باعث شد که از سایرین متمایز شود.

The sunburst of applause filled the concert hall.

تشویح‌ها سالن کنسرت را پر کرد.

The sunburst of laughter erupted from the crowd.

خنده‌ها از میان جمعیت فوران کرد.

The sunburst of emotions overwhelmed her as she watched the sunset.

طوفانی از احساسات او را در حالی که غروب خورشید را تماشا می‌کرد، در بر گرفت.

The sunburst guitar finish gleamed under the stage lights.

پوشش گیتار خورشیدی زیر نور صحنه می‌درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید