sunward

[ایالات متحده]/ˈsʌnwəd/
[بریتانیا]/ˈsʌnˌwərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در جهت خورشید

عبارات و ترکیب‌ها

look sunward

به سمت خورشید نگاه کن

face sunward

به سمت خورشید رو کن

move sunward

به سمت خورشید حرکت کن

gaze sunward

به سمت خورشید خیره شو

turn sunward

به سمت خورشید بچرخ

fly sunward

به سمت خورشید پرواز کن

grow sunward

به سمت خورشید رشد کن

point sunward

به سمت خورشید اشاره کن

travel sunward

به سمت خورشید سفر کن

shine sunward

به سمت خورشید بتاب

جملات نمونه

the bird flew sunward, chasing the warmth of the day.

پرنده به سمت خورشید پرواز کرد و به دنبال گرمای روز بود.

we decided to hike sunward to enjoy the beautiful sunrise.

ما تصمیم گرفتیم برای لذت بردن از طلوع خورشید زیبا به سمت خورشید پیاده‌روی کنیم.

the flowers turned their heads sunward, seeking light.

گل‌ها سر خود را به سمت خورشید چرخاندند و نور را جستجو کردند.

as the boat sailed sunward, the sky turned golden.

همانطور که قایق به سمت خورشید حرکت می‌کرد، آسمان طلایی شد.

the path led us sunward, away from the shadows of the forest.

مسیر ما را به سمت خورشید هدایت کرد، دور از سایه‌های جنگل.

she felt invigorated as she ran sunward along the beach.

او احساس شادابی کرد وقتی در امتداد ساحل به سمت خورشید دوید.

they built their house sunward to maximize natural light.

آنها خانه خود را به سمت خورشید ساختند تا نور طبیعی را به حداکثر برسانند.

the children played sunward, laughing and enjoying the warmth.

کودکان به سمت خورشید بازی کردند، می‌خندیدند و از گرما لذت می‌بردند.

in the afternoon, we lounged sunward, soaking up the rays.

بعد از ظهر، ما در آفتاب دراز کشیدیم و اشعه‌ها را جذب کردیم.

the clouds drifted slowly, revealing the sunward horizon.

ابرها به آرامی حرکت کردند و افق به سمت خورشید را نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید