superposes on
روی هم قرار میگیرد
superposes with
با هم قرار میگیرد
superposes above
بالای آن قرار میگیرد
superposes below
زیر آن قرار میگیرد
superposes together
با هم قرار میگیرد
superposes accurately
به طور دقیق قرار میگیرد
superposes perfectly
به طور کامل قرار میگیرد
superposes seamlessly
بدون درز قرار میگیرد
superposes visually
به صورت بصری قرار میگیرد
superposes dynamically
به صورت پویا قرار میگیرد
the artist superposes colors to create depth in her paintings.
هنرمند رنگها را روی هم قرار میدهد تا در نقاشیهایش عمق ایجاد کند.
the architect superposes different materials for a unique design.
معمار مواد مختلف را روی هم قرار میدهد تا طرحی منحصر به فرد ایجاد کند.
in the experiment, we superpose two waves to observe interference patterns.
در این آزمایش، ما دو موج را روی هم قرار میدهیم تا الگوهای تداخل را مشاهده کنیم.
the designer superposes textures to enhance the overall look of the outfit.
طراح با قرار دادن بافتها روی هم، ظاهر کلی لباس را بهبود میبخشد.
she superposes layers of sound to create a rich musical experience.
او لایههای صدا را روی هم قرار میدهد تا یک تجربه موسیقی غنی ایجاد کند.
the map superposes various data sets for better analysis.
نقشه، مجموعههای داده مختلف را روی هم قرار میدهد تا تجزیه و تحلیل بهتری انجام شود.
he superposes images to create a surreal effect in his photography.
او تصاویر را روی هم قرار میدهد تا در عکاسی خود جلوهای سوررئال ایجاد کند.
in the software, you can superpose different graphs for comparison.
در نرمافزار، میتوانید نمودارهای مختلف را برای مقایسه روی هم قرار دهید.
the scientist superposes graphs to illustrate the correlation between variables.
دانشمند نمودارها را روی هم قرار میدهد تا ارتباط بین متغیرها را نشان دهد.
during the presentation, she superposes slides to emphasize key points.
در طول ارائه، او اسلایدها را روی هم قرار میدهد تا نکات کلیدی را برجسته کند.
superposes on
روی هم قرار میگیرد
superposes with
با هم قرار میگیرد
superposes above
بالای آن قرار میگیرد
superposes below
زیر آن قرار میگیرد
superposes together
با هم قرار میگیرد
superposes accurately
به طور دقیق قرار میگیرد
superposes perfectly
به طور کامل قرار میگیرد
superposes seamlessly
بدون درز قرار میگیرد
superposes visually
به صورت بصری قرار میگیرد
superposes dynamically
به صورت پویا قرار میگیرد
the artist superposes colors to create depth in her paintings.
هنرمند رنگها را روی هم قرار میدهد تا در نقاشیهایش عمق ایجاد کند.
the architect superposes different materials for a unique design.
معمار مواد مختلف را روی هم قرار میدهد تا طرحی منحصر به فرد ایجاد کند.
in the experiment, we superpose two waves to observe interference patterns.
در این آزمایش، ما دو موج را روی هم قرار میدهیم تا الگوهای تداخل را مشاهده کنیم.
the designer superposes textures to enhance the overall look of the outfit.
طراح با قرار دادن بافتها روی هم، ظاهر کلی لباس را بهبود میبخشد.
she superposes layers of sound to create a rich musical experience.
او لایههای صدا را روی هم قرار میدهد تا یک تجربه موسیقی غنی ایجاد کند.
the map superposes various data sets for better analysis.
نقشه، مجموعههای داده مختلف را روی هم قرار میدهد تا تجزیه و تحلیل بهتری انجام شود.
he superposes images to create a surreal effect in his photography.
او تصاویر را روی هم قرار میدهد تا در عکاسی خود جلوهای سوررئال ایجاد کند.
in the software, you can superpose different graphs for comparison.
در نرمافزار، میتوانید نمودارهای مختلف را برای مقایسه روی هم قرار دهید.
the scientist superposes graphs to illustrate the correlation between variables.
دانشمند نمودارها را روی هم قرار میدهد تا ارتباط بین متغیرها را نشان دهد.
during the presentation, she superposes slides to emphasize key points.
در طول ارائه، او اسلایدها را روی هم قرار میدهد تا نکات کلیدی را برجسته کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید