supersense

[ایالات متحده]/ˈsuːpəsens/
[بریتانیا]/ˈsuːpərsens/

ترجمه

n. حس یا درک غیرمعمول فراتر از محدوده عادی؛ توانایی بسیار خاص یا غیرمعمول؛ قدرت فوق‌العاده.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a supersense

یک حس فائق

the supersense

حس فائق

supersenses

حس‌های فائق

my supersense

حس فائق من

his supersense

حس فائق او

develop supersenses

حس‌های فائق را توسعه دهید

supersense of smell

حس بویایی فائق

supersense of hearing

حس شنوایی فائق

have a supersense

یک حس فائق داشته باشید

animal supersense

حس فائق حیوان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید