supervened

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈviːnd/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈviːnd/

ترجمه

v. به عنوان یک افزودنی یا نتیجه رخ دادن

عبارات و ترکیب‌ها

supervened event

واقعه پیش آمده

supervened condition

شرایط پیش آمده

supervened circumstance

شرایط پیش آمده

supervened obligation

تعهد پیش آمده

supervened issue

مشکل پیش آمده

supervened factor

عامل پیش آمده

supervened change

تغییر پیش آمده

supervened right

حق پیش آمده

supervened law

قانون پیش آمده

supervened rule

قاعده پیش آمده

جملات نمونه

after the storm, a calm supervened.

بعد از طوفان، آرامش حکمفرما شد.

a sense of urgency supervened as the deadline approached.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، احساس ضرورت ایجاد شد.

as the discussion progressed, new ideas supervened.

با پیشرفت بحث، ایده‌های جدیدی مطرح شد.

when the crisis supervened, we had to act quickly.

وقتی بحران رخ داد، مجبور بودیم سریع عمل کنیم.

joy supervened after the long period of hardship.

پس از مدت طولانی سختی، شادی فرا رسید.

unexpected challenges supervened during the project.

چالش‌های غیرمنتظره‌ای در طول پروژه رخ داد.

as the evening wore on, a sense of nostalgia supervened.

با طولانی شدن شب، احساس نوستالژی ایجاد شد.

new regulations supervened, affecting our operations.

قوانین جدیدی وضع شد که بر فعالیت‌های ما تأثیر گذاشت.

a period of reflection supervened after the event.

پس از رویداد، دوره‌ای از تفکر و تأمل ایجاد شد.

as the negotiations progressed, tension supervened.

با پیشرفت مذاکرات، تنش ایجاد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید