supine

[ایالات متحده]/ˈsuːpaɪn/
[بریتانیا]/ˈsuːpaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دراز کشیده به سمت بالا؛ غیرفعال؛ دارای کف دست رو به بالا؛ متمایل به تکیه یا استراحت به عقب

عبارات و ترکیب‌ها

supine position

وضعیت خوابیده

جملات نمونه

The victim was supine on the stretcher.

مصدوم به صورت خوابیده روی برانکارد بود.

lying supine on the floor

روی زمین به پشت دراز کشیده

the government was supine in the face of racial injustice.

دولت در برابر بی‌عدالتی نژادی منفعل بود.

He always sleeps in a supine position.

او همیشه به صورت خوابیده به پشت می‌خوابد.

He lay supine on the grass, staring up at the clouds.

او در حالی که به پشت روی چمن دراز کشیده بود، به آسمان خیره شده بود.

The patient was placed in a supine position for the examination.

بیمار برای معاینه به صورت خوابیده به پشت قرار داده شد.

She prefers to do her yoga stretches in a supine position.

او ترجیح می‌دهد حرکات کششی یوگا را به صورت خوابیده به پشت انجام دهد.

The supine posture is commonly used in relaxation exercises.

وضعیت خوابیده به پشت معمولاً در تمرینات آرام‌سازی استفاده می‌شود.

He felt vulnerable lying supine on the cold ground.

در حالی که به پشت روی زمین سرد دراز کشیده بود، احساس آسیب‌پذیری می‌کرد.

The supine figure of the statue looked peaceful and serene.

تصویر خوابیده مجسمه آرام و دلنشین به نظر می‌رسید.

She was supine on the beach, soaking up the sun.

او در حالی که به پشت روی ساحل دراز کشیده بود، آفتاب می‌گرفت.

The supine position is often recommended for certain breathing exercises.

وضعیت خوابیده به پشت اغلب برای برخی تمرینات تنفسی توصیه می‌شود.

The supine posture can help alleviate lower back pain.

وضعیت خوابیده به پشت می‌تواند به کاهش درد کمر کمک کند.

They found him supine on the floor after the accident.

آنها او را پس از حادثه در حالی که به پشت روی زمین دراز کشیده بود، پیدا کردند.

نمونه‌های واقعی

She shrieked at Dudley, still supine on the alley floor.

او با فریاد با دادلی که هنوز در کف خیابان افتاده بود، صحبت کرد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

It tipped its head to examine the supine flesh.

سرش را به سمت پایین خم کرد تا گوشت بی‌حرکت را بررسی کند.

منبع: "Dune" audiobook

He looked altogether too placid and supine to give me reassurance.

او خیلی آرام و بی‌حرکت به نظر می‌رسید که بتواند به من اطمینان دهد.

منبع: Murder at the golf course

We're gonna squeeze the right knee up towards the chest once again and then cross it over the body, Supine Twist.

ما دوباره زانوی راست را به سمت قفسه سینه فشار می‌دهیم و سپس آن را از روی بدن عبور می‌دهیم، Supine Twist.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

Jefferson's friends accepted the medicine with a wry face as the only alternative to supine submission or open war.

دوستان جفرسون داروها را با چهره‌ای کج و معوج به عنوان تنها جایگزین تسلیم بی‌چون و چرا یا جنگ آشکار پذیرفتند.

منبع: American history

That will convince the stupid, stupid supine elevator that you have just—someone has just entered the elevator, and now it will close.

این باعث می‌شود آسانسور بی‌فکر و بی‌حرکت متوجه شود که شما همین الان وارد آسانسور شده‌اید و حالا آسانسور بسته می‌شود.

منبع: Radio Laboratory

There are variations on the technique of the procedure, but generally these are the steps: The patient is put in a supine position with neck extended.

تغییراتی در تکنیک روش وجود دارد، اما به طور کلی این مراحل هستند: بیمار در حالت خوابیده به پشت با گردن کشیده قرار می‌گیرد.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

" Orgy-porgy … " Tenderly the deep Voice crooned and cooed; in the red twilight it was as though some enormous negro dove were hovering benevolently over the now prone or supine dancers.

« ارگی-پورگی... » به آرامی صدای عمیق زمزمه و ناز کرد؛ در غروب سرخ، گویی یک کبوتر بزرگ سیاه به طور خیرخواهانه بالای رقصندگان بی‌حرکت یا خوابیده در حال شناور بود.

منبع: Brave New World

How Mr Kim handles this will show whether he understands the importance of growth, has a sensible idea of the bank's role in supporting it—and is a strong leader or a supine one.

نحوه برخورد آقای کیم نشان خواهد داد که آیا او اهمیت رشد را درک می‌کند، ایده معقولی از نقش بانک در حمایت از آن دارد - و آیا یک رهبر قوی است یا یک رهبر بی‌حرکت.

منبع: The Economist - Comprehensive

Sitting day after day supine in a rigid chair and infinitely removed from life staring at the tip of a steeple through the trees, trying to separate, definitely and for all time, the knowable from the unknowable?

نشسته روزانه و شبانه در یک صندلی سفت و سخت و به طور نامحدود از زندگی جدا شده و به نوک یک گلدسته از میان درختان نگاه کردن، تلاش برای جدا کردن، به طور قطعی و برای همیشه، آنچه قابل شناخت است از آنچه ناشناخته است؟

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید