he supped quietly
او به آرامی شام خورد.
they supped together
آنها با هم شام خوردند.
she supped heartily
او با اشتیاق شام خورد.
we supped late
ما شام را دیر خوردیم.
he supped alone
او به تنهایی شام خورد.
they supped quickly
آنها به سرعت شام خوردند.
she supped elegantly
او با ظرافت شام خورد.
we supped happily
ما با خوشحالی شام خوردیم.
he supped slowly
او به آرامی شام خورد.
we supped together at the old tavern.
ما با هم در مهمانخانه قدیمی شام خوردیم.
every sunday, the family supped at their favorite restaurant.
هر یکشنبه، خانواده در رستوران مورد علاقه خود شام خوردند.
they supped on delicious homemade pasta.
آنها از پاستای خانگی خوشمزه شام خوردند.
after the long hike, we supped by the campfire.
بعد از پیادهروی طولانی، ما کنار آتش شام خوردیم.
she invited her friends over to supped and catch up.
او دوستانش را برای شام و گپ و گفت دعوت کرد.
they supped on a variety of international dishes.
آنها از انواع غذاهای بین المللی شام خوردند.
he always supped late after finishing his work.
او همیشه بعد از اتمام کارش دیر شام میخورد.
we supped under the stars, enjoying the cool night air.
ما زیر نور ستارگان شام خوردیم و از هوای خنک شب لذت بردیم.
during the festival, they supped on traditional foods.
در طول جشنواره، آنها از غذاهای سنتی شام خوردند.
after a long day, they supped in silence, reflecting on their journey.
بعد از یک روز طولانی، آنها در سکوت شام خوردند و در مورد سفر خود فکر کردند.
he supped quietly
او به آرامی شام خورد.
they supped together
آنها با هم شام خوردند.
she supped heartily
او با اشتیاق شام خورد.
we supped late
ما شام را دیر خوردیم.
he supped alone
او به تنهایی شام خورد.
they supped quickly
آنها به سرعت شام خوردند.
she supped elegantly
او با ظرافت شام خورد.
we supped happily
ما با خوشحالی شام خوردیم.
he supped slowly
او به آرامی شام خورد.
we supped together at the old tavern.
ما با هم در مهمانخانه قدیمی شام خوردیم.
every sunday, the family supped at their favorite restaurant.
هر یکشنبه، خانواده در رستوران مورد علاقه خود شام خوردند.
they supped on delicious homemade pasta.
آنها از پاستای خانگی خوشمزه شام خوردند.
after the long hike, we supped by the campfire.
بعد از پیادهروی طولانی، ما کنار آتش شام خوردیم.
she invited her friends over to supped and catch up.
او دوستانش را برای شام و گپ و گفت دعوت کرد.
they supped on a variety of international dishes.
آنها از انواع غذاهای بین المللی شام خوردند.
he always supped late after finishing his work.
او همیشه بعد از اتمام کارش دیر شام میخورد.
we supped under the stars, enjoying the cool night air.
ما زیر نور ستارگان شام خوردیم و از هوای خنک شب لذت بردیم.
during the festival, they supped on traditional foods.
در طول جشنواره، آنها از غذاهای سنتی شام خوردند.
after a long day, they supped in silence, reflecting on their journey.
بعد از یک روز طولانی، آنها در سکوت شام خوردند و در مورد سفر خود فکر کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید