supping soup
نوشیدن سوپ
supping wine
نوشیدن شراب
supping tea
نوشیدن چای
supping broth
نوشیدن آبگوشت
supping cider
نوشیدن سایدِر
supping ale
نوشیدن آبجو
supping coffee
نوشیدن قهوه
supping milk
نوشیدن شیر
supping juice
نوشیدن آبمیوه
supping stew
نوشیدن خورش
they spent the evening supping on delicious homemade soup.
آنها شام را با سوپ خانگی خوشمزه سپری کردند.
after a long day, he enjoys supping a glass of wine.
بعد از یک روز طولانی، او از نوشیدن یک لیوان شراب لذت می برد.
we were supping together at the cozy little restaurant.
ما در آن رستوران کوچک و دنج با هم شام می خوردیم.
she was supping quietly while reading her favorite book.
او در حالی که کتاب مورد علاقه خود را می خواند، به آرامی شام می خورد.
the children were supping happily during the picnic.
کودکان در طول پیک نیک با خوشحالی شام می خوردند.
he invited his friends over for supping and storytelling.
او دوستانش را برای شام و گفتن داستان دعوت کرد.
supping on a warm broth is comforting during winter.
نوشیدن آبگوشت گرم در زمستان آرامش بخش است.
they enjoyed supping under the stars on the terrace.
آنها از شام خوردن زیر نور ستارگان در ایوان لذت بردند.
supping with family is a cherished tradition.
شام خوردن با خانواده یک سنت ارزشمند است.
we spent the night supping and exchanging stories.
ما شب را با شام خوردن و تبادل داستان سپری کردیم.
supping soup
نوشیدن سوپ
supping wine
نوشیدن شراب
supping tea
نوشیدن چای
supping broth
نوشیدن آبگوشت
supping cider
نوشیدن سایدِر
supping ale
نوشیدن آبجو
supping coffee
نوشیدن قهوه
supping milk
نوشیدن شیر
supping juice
نوشیدن آبمیوه
supping stew
نوشیدن خورش
they spent the evening supping on delicious homemade soup.
آنها شام را با سوپ خانگی خوشمزه سپری کردند.
after a long day, he enjoys supping a glass of wine.
بعد از یک روز طولانی، او از نوشیدن یک لیوان شراب لذت می برد.
we were supping together at the cozy little restaurant.
ما در آن رستوران کوچک و دنج با هم شام می خوردیم.
she was supping quietly while reading her favorite book.
او در حالی که کتاب مورد علاقه خود را می خواند، به آرامی شام می خورد.
the children were supping happily during the picnic.
کودکان در طول پیک نیک با خوشحالی شام می خوردند.
he invited his friends over for supping and storytelling.
او دوستانش را برای شام و گفتن داستان دعوت کرد.
supping on a warm broth is comforting during winter.
نوشیدن آبگوشت گرم در زمستان آرامش بخش است.
they enjoyed supping under the stars on the terrace.
آنها از شام خوردن زیر نور ستارگان در ایوان لذت بردند.
supping with family is a cherished tradition.
شام خوردن با خانواده یک سنت ارزشمند است.
we spent the night supping and exchanging stories.
ما شب را با شام خوردن و تبادل داستان سپری کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید