dining

[ایالات متحده]/dainiŋ/
[بریتانیا]/ˈdaɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خوردن، صرف غذا
v. صرف غذا (شکل حال استمراری dine)

عبارات و ترکیب‌ها

dining room

اتاق غذاخوری

dining table

میز غذاخوری

fine dining

غذاخوری مجلل

casual dining

غذاخوری غیررسمی

dining hall

سالن غذاخوری

dining out

صرف غذا در رستوران

dining chair

صندلی غذاخوری

dining car

واگن غذاخوری

dining room set

ست اتاق غذاخوری

جملات نمونه

an intime dining corner.

گوشه غذاخوری صمیمی

repair to the dining room.

بازسازی اتاق غذاخوری

a dining room suite.

ست اتاق غذاخوری

the dining room adjoins a conservatory.

اتاق غذاخوری در مجاورت یک فضای سبز قرار دارد.

the tiny chichi dining room.

اتاق غذاخوری کوچک و شیک

formal dining in the grand manner.

غذاخوری رسمی به روش بزرگ

a private dining room

یک اتاق غذاخوری خصوصی

a cafeteria-style student dining hall.

یک سالن غذاخوری دانشجویی به سبک کافه تریا.

a table in the dining room above.

میزی در اتاق غذاخوری بالای آن.

The kitchen's off the dining room.

آشپزخانه از اتاق غذاخوری جدا شده است.

a little dining room.

یک اتاق غذاخوری کوچک.

a dining table and four matching chairs

یک میز غذاخوری و چهار صندلی همسان

plans to alter the dining hall.

برنامه‌هایی برای تغییر سالن غذاخوری.

نمونه‌های واقعی

To dine, " dine, " is to eat.

برای صرف غذا، " غذا خوردن " به معنای خوردن است.

منبع: Lucy’s Day in ESL

From dining and nightlife to family-centric activities, Aspen's really got it all.

از شام و تفریحات شبانه تا فعالیت های متمرکز بر خانواده، آسپن واقعاً همه چیز را دارد.

منبع: Travel around the world

Chamberlain's office rang to confirm that he is dining here on Friday.

دفتر چمبرلین زنگ زد تا تأیید کند که او جمعه شب اینجا غذا خواهد خورد.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 6

I'm not dining out with Peter anymore.

من دیگر با پیتر بیرون غذا نمی خورم.

منبع: BBC Authentic English

From paper goods to the cost of meat, to how often people are dining out.

از کالاهای کاغذی تا هزینه گوشت، تا اینکه مردم چقدر اغلب بیرون غذا می خورند.

منبع: CNN 10 Student English April 2022 Collection

Often enough, the establishment you're dining at is the first indicator that your meal is pre-made.

اغلب اوقات، مکانی که در آن غذا می خورید، اولین نشانه ای است که نشان می دهد غذای شما از قبل آماده شده است.

منبع: Popular Science Essays

I grab my sandwich, a napkin, and sit down at the dining room table to eat.

من ساندویچ، یک دستمال کاغذی برمی دارم و برای خوردن کنار میز غذاخوری می نشینم.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Number three can skate on ice while dining on pineapple.

شماره سه می تواند روی یخ اسکیت سواری کند در حالی که در حال خوردن آناناس است.

منبع: I love phonics.

But a new discovery would suggest that these Raptors did not dine alone.

اما یک کشف جدید نشان می دهد که این ریپتورها به تنهایی غذا نخورده اند.

منبع: Jurassic Fight Club

" Ah! they are dining; I will wait" .

" آه! آنها در حال غذا خوردن هستند؛ من منتظر می مانم.".

منبع: Madame Bovary (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید