wound suppurates
زخم چرکی میشود
infection suppurates
عفونت چرکی میشود
abscess suppurates
دمل چرکی میشود
skin suppurates
پوست چرکی میشود
pus suppurates
چرک ترشح میشود
tissue suppurates
بافت چرکی میشود
lesion suppurates
ضایعه چرکی میشود
drainage suppurates
ترشحات چرکی میشوند
fluid suppurates
مایع چرکی میشود
cyst suppurates
کیست چرکی میشود
the wound suppurates, indicating an infection.
زخم چرکی میشود، که نشاندهنده عفونت است.
if the abscess suppurates, it may require drainage.
اگر آبسه چرکی شود، ممکن است نیاز به تخلیه داشته باشد.
he noticed that the skin around the cut suppurates.
او متوجه شد که پوست اطراف برش چرکی میشود.
the doctor explained that if it suppurates, antibiotics will be necessary.
پزشک توضیح داد که اگر چرکی شود، آنتیبیوتیکها ضروری خواهند بود.
in some cases, a boil may suppurate and cause discomfort.
در برخی موارد، یک کورک ممکن است چرکی شود و باعث ناراحتی شود.
she was worried that her surgical site might suppurate.
او نگران بود که محل جراحیاش ممکن است چرکی شود.
it is crucial to monitor the area for any signs that it suppurates.
نظارت بر ناحیه برای هرگونه علامتی که نشان دهد چرکی میشود، بسیار مهم است.
the veterinarian said that the infected paw might suppurate.
دامپزشک گفت که پنجه آلوده ممکن است چرکی شود.
when a cyst suppurates, it can lead to further complications.
هنگامی که یک کیست چرکی میشود، میتواند منجر به عوارض بیشتر شود.
after the injury, the area began to suppurate, requiring medical attention.
پس از آسیب، ناحیه شروع به چرکی کرد و نیاز به مراقبتهای پزشکی داشت.
wound suppurates
زخم چرکی میشود
infection suppurates
عفونت چرکی میشود
abscess suppurates
دمل چرکی میشود
skin suppurates
پوست چرکی میشود
pus suppurates
چرک ترشح میشود
tissue suppurates
بافت چرکی میشود
lesion suppurates
ضایعه چرکی میشود
drainage suppurates
ترشحات چرکی میشوند
fluid suppurates
مایع چرکی میشود
cyst suppurates
کیست چرکی میشود
the wound suppurates, indicating an infection.
زخم چرکی میشود، که نشاندهنده عفونت است.
if the abscess suppurates, it may require drainage.
اگر آبسه چرکی شود، ممکن است نیاز به تخلیه داشته باشد.
he noticed that the skin around the cut suppurates.
او متوجه شد که پوست اطراف برش چرکی میشود.
the doctor explained that if it suppurates, antibiotics will be necessary.
پزشک توضیح داد که اگر چرکی شود، آنتیبیوتیکها ضروری خواهند بود.
in some cases, a boil may suppurate and cause discomfort.
در برخی موارد، یک کورک ممکن است چرکی شود و باعث ناراحتی شود.
she was worried that her surgical site might suppurate.
او نگران بود که محل جراحیاش ممکن است چرکی شود.
it is crucial to monitor the area for any signs that it suppurates.
نظارت بر ناحیه برای هرگونه علامتی که نشان دهد چرکی میشود، بسیار مهم است.
the veterinarian said that the infected paw might suppurate.
دامپزشک گفت که پنجه آلوده ممکن است چرکی شود.
when a cyst suppurates, it can lead to further complications.
هنگامی که یک کیست چرکی میشود، میتواند منجر به عوارض بیشتر شود.
after the injury, the area began to suppurate, requiring medical attention.
پس از آسیب، ناحیه شروع به چرکی کرد و نیاز به مراقبتهای پزشکی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید