surfboarding

[ایالات متحده]/sɜːfˌbɔːdɪŋ/
[بریتانیا]/sɜːrfˌbɔːrdɪŋ/

ترجمه

n. تفریح یا فعالیت سوار شدن بر تخته موج‌سواری بر روی امواج
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

surfboarding lessons

جلسات موج‌سواری

excellent surfboarding

موج‌سواری عالی

surfboarding trip

سفر موج‌سواری

trying surfboarding

آزمایش موج‌سواری

surfboarding board

صفحه موج‌سواری

beginner surfboarding

موج‌سواری مبتدی

surfboarding spot

محل موج‌سواری

enjoyed surfboarding

لذت بردن از موج‌سواری

learning surfboarding

یادگیری موج‌سواری

جملات نمونه

we rented surfboards and spent the afternoon surfing at the beach.

ما تخته‌های موج‌سواری اجاره کردیم و بعد از ظهر را موج‌سواری در ساحل گذراندیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید