surgically

[ایالات متحده]/'sə:dʒikəli/
[بریتانیا]/ˈsə..d ʒək l..ɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای شبیه یا مرتبط با جراحی، گویی که در حال انجام یک عمل جراحی است.

جملات نمونه

Unsightly moles can be removed surgically.

زخم‌های ناخوشایند را می‌توان به طور جراحی برداشت.

Conclusion:The best procedure for anterior lingual gland cyst was surgically resection with ipsilateral or bilateral adenectomy.

نتیجه گیری: بهترین روش برای cyst غده زبانی قدامی، resection جراحی با ipsilateral یا bilateral adenectomy بود.

Methods The X-ray findings of surgically and pathologyically proved long bone adamantinoma in 8 cases were analysed.

روش‌ها یافته‌های رادیوگرافی موارد جراحی و آسیب‌شناسی تأیید شده آدامانتینوم در استخوان‌های بلند در 8 مورد تجزیه و تحلیل شد.

Methods:34 cases of anterior lingual gland cyst were surgically removed,accompanied simultaneously by ipsilateral or bilateral adenectomy.

روش: 34 مورد کیست غده زبان جلویی به طور جراحی خارج شدند، همراه با آدنوکتومی یک طرفه یا دو طرفه همزمان.

Methods X-ray and CT findings of one patient with surgically and pathologically proved benign cementoblastoma(BCB)in left mandibular region were analyzed together with review of the literature.

روش‌ها یافته‌های رادیوگرافی و سی‌تی‌اسکن یک بیمار با سمنتوبلاستوم خوش‌خلق (BCB) تأیید شده از نظر جراحی و آسیب‌شناسی در ناحیه فک پایین چپ همراه با بررسی منابع درسی، تجزیه و تحلیل شد.

The surgeon performed the operation surgically.

جراح عمل را به صورت جراحی انجام داد.

The team worked surgically to remove the tumor.

تیم برای برداشتن تومور به صورت جراحی کار کرد.

The dentist worked surgically to extract the tooth.

دندانپزشک برای کشیدن دندان به صورت جراحی کار کرد.

The precision of the robotic arm allowed it to work surgically.

دقت بازوی رباتیک به آن اجازه داد تا به صورت جراحی کار کند.

The artist sculpted the clay surgically to create a masterpiece.

هنرمند به طور جراحی خاک رس را مجسمه کرد تا یک شاهکار خلق کند.

The chef sliced the vegetables surgically for the stir-fry.

سرآشپز به طور جراحی سبزیجات را برای سرخ کردن خرد کرد.

The tailor sewed the delicate fabric surgically to ensure a perfect fit.

خیاط به طور جراحی پارچه ظریف را دوخت تا تناسبی کامل را تضمین کند.

The engineer assembled the components surgically to build the prototype.

مهندس به طور جراحی قطعات را مونتاژ کرد تا نمونه اولیه را بسازد.

The hacker surgically infiltrated the network to steal confidential information.

هکر به طور جراحی به شبکه نفوذ کرد تا اطلاعات محرمانه را بدزدد.

The athlete trained surgically to improve their performance.

ورزشکار برای بهبود عملکرد خود به طور جراحی آموزش دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید