invasively marketed
تبلیغاتی غیرقانونی
invasively probing
بررسی غیرقانونی
invasively expanding
گسترش غیرقانونی
invasively checking
بررسی غیرقانونی
invasively monitoring
نظارت غیرقانونی
invasively gathering
جمعآوری غیرقانونی
invasively searching
جستجو غیرقانونی
the reporter investigated invasively, seeking any detail to expose the scandal.
گزارشگر به صورت نفوذی تحقیق کرد و جزئیاتی را برای آشکار کردن این فساد جستجو کرد.
the company’s marketing tactics were deemed invasively aggressive by consumer groups.
گروههای مصرف کننده روشهای بازاریابی شرکت را به عنوان فعالیتهای نفوذی و تهاجمی دانستند.
the documentary filmed invasively, following the family for months without their knowledge.
مستند به صورت نفوذی فیلم گرفته شد و به مدت چند ماه به خانواده پیگیری شد بدون اینکه آنها از این کار باخبر بودند.
the new security measures felt invasively strict, requiring constant identification checks.
اقدامات امنیتی جدید به گونهای که نفوذی و سخت گیرانه به نظر میرسد، با انجام امتحانات شناسایی مداوم نیاز داشت.
the algorithm tracked user behavior invasively, raising privacy concerns.
الگوریتم رفتار کاربران را به صورت نفوذی ردیابی کرد و نگرانیهایی درباره حریم خصوصی ایجاد کرد.
the journalist questioned the politician invasively, pressing for a direct answer.
گزارشگر به صورت نفوذی سیاستمدار را پرسید و از او خواست تا پاسخ مستقیمی بدهد.
the researchers studied the species invasively, collecting samples from their habitat.
پژوهشگران به صورت نفوذی این گونه را مورد مطالعه قرار دادند و نمونههایی از محیط زیست آن جمع آوری کردند.
the lawyer cross-examined the witness invasively, challenging their every statement.
دادستان به صورت نفوذی شاهد را مورد بازخوانی قرار داد و تمامی بیانات او را چالش میپذیرد.
the government monitored citizens invasively, raising concerns about civil liberties.
دولت به صورت نفوذی شهروندان را نظارت میکرد و نگرانیهایی درباره آزادیهای مدنی ایجاد کرد.
the software scanned the system invasively, searching for vulnerabilities.
نرم افزار به صورت نفوذی سیستم را اسکن کرد و در جستجوی نقاط ضعف بود.
the detective pursued the lead invasively, leaving no stone unturned.
پلیسی به صورت نفوذی این راه را دنبال کرد و هیچ سنگی را نگذاشت.
invasively marketed
تبلیغاتی غیرقانونی
invasively probing
بررسی غیرقانونی
invasively expanding
گسترش غیرقانونی
invasively checking
بررسی غیرقانونی
invasively monitoring
نظارت غیرقانونی
invasively gathering
جمعآوری غیرقانونی
invasively searching
جستجو غیرقانونی
the reporter investigated invasively, seeking any detail to expose the scandal.
گزارشگر به صورت نفوذی تحقیق کرد و جزئیاتی را برای آشکار کردن این فساد جستجو کرد.
the company’s marketing tactics were deemed invasively aggressive by consumer groups.
گروههای مصرف کننده روشهای بازاریابی شرکت را به عنوان فعالیتهای نفوذی و تهاجمی دانستند.
the documentary filmed invasively, following the family for months without their knowledge.
مستند به صورت نفوذی فیلم گرفته شد و به مدت چند ماه به خانواده پیگیری شد بدون اینکه آنها از این کار باخبر بودند.
the new security measures felt invasively strict, requiring constant identification checks.
اقدامات امنیتی جدید به گونهای که نفوذی و سخت گیرانه به نظر میرسد، با انجام امتحانات شناسایی مداوم نیاز داشت.
the algorithm tracked user behavior invasively, raising privacy concerns.
الگوریتم رفتار کاربران را به صورت نفوذی ردیابی کرد و نگرانیهایی درباره حریم خصوصی ایجاد کرد.
the journalist questioned the politician invasively, pressing for a direct answer.
گزارشگر به صورت نفوذی سیاستمدار را پرسید و از او خواست تا پاسخ مستقیمی بدهد.
the researchers studied the species invasively, collecting samples from their habitat.
پژوهشگران به صورت نفوذی این گونه را مورد مطالعه قرار دادند و نمونههایی از محیط زیست آن جمع آوری کردند.
the lawyer cross-examined the witness invasively, challenging their every statement.
دادستان به صورت نفوذی شاهد را مورد بازخوانی قرار داد و تمامی بیانات او را چالش میپذیرد.
the government monitored citizens invasively, raising concerns about civil liberties.
دولت به صورت نفوذی شهروندان را نظارت میکرد و نگرانیهایی درباره آزادیهای مدنی ایجاد کرد.
the software scanned the system invasively, searching for vulnerabilities.
نرم افزار به صورت نفوذی سیستم را اسکن کرد و در جستجوی نقاط ضعف بود.
the detective pursued the lead invasively, leaving no stone unturned.
پلیسی به صورت نفوذی این راه را دنبال کرد و هیچ سنگی را نگذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید