surmises

[ایالات متحده]/səˈmaɪzɪz/
[بریتانیا]/sərˈmaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بدون داشتن شواهد درست فرض کردن؛ حدس زدن یا گمانه زنی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he surmises

او حدس می‌زند

she surmises

او حدس می‌زند

they surmise

آنها حدس می‌زنند

it surmises

آن حدس می‌زند

surmises suggest

حدس‌ها پیشنهاد می‌کنند

surmises indicate

حدس‌ها نشان می‌دهند

surmises reveal

حدس‌ها آشکار می‌کنند

surmises point

حدس‌ها به سمت نشان می‌دهند

surmises about

حدس‌ها درباره

surmises made

حدس‌های ساخته شده

جملات نمونه

she surmises that he will arrive late.

او حدس می‌زند که او دیر خواهد رسید.

he often surmises the reasons behind her actions.

او اغلب دلایل پشت سر اقدامات او را حدس می‌زند.

the detective surmises that the case is more complicated than it seems.

مامور پلیس حدس می‌زند که پرونده پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

they surmise that the meeting will be postponed.

آنها حدس می‌زنند که جلسه به تعویق خواهد افتاد.

she surmises he is hiding something from her.

او حدس می‌زند که او چیزی از او پنهان می‌کند.

he surmises that the weather will improve tomorrow.

او حدس می‌زند که هوا فردا بهتر خواهد شد.

the teacher surmises that the students are not prepared for the exam.

معلم حدس می‌زند که دانش‌آموزان برای امتحان آماده نیستند.

she surmises that the project will be successful.

او حدس می‌زند که پروژه موفق خواهد بود.

they surmise that the new policy will benefit the community.

آنها حدس می‌زنند که سیاست جدید به نفع جامعه خواهد بود.

he surmises that she is upset about something.

او حدس می‌زند که او در مورد چیزی ناراحت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید