suspensor

[ایالات متحده]/səˈspɛnsə/
[بریتانیا]/səˈspɛnsər/

ترجمه

n. ساختاری که چیزی را پشتیبانی یا معلق می‌کند؛ ساقه یک دانه یا جنین
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

suspensor belt

کمربند نگهدارنده

suspensor system

سیستم نگهدارنده

suspensor design

طراحی نگهدارنده

suspensor support

حمایت نگهدارنده

suspensor mechanism

مکانیزم نگهدارنده

suspensor device

دستگاه نگهدارنده

suspensor attachment

اتصال نگهدارنده

suspensor feature

ویژگی نگهدارنده

suspensor component

قطعه نگهدارنده

suspensor function

عملکرد نگهدارنده

جملات نمونه

the suspensor holds the organs in place during surgery.

سوسپنزر در طول جراحی اندام‌ها را در جای خود نگه می‌دارد.

he wore a suspensor to support his athletic performance.

او از سوسپنزر برای حمایت از عملکرد ورزشی خود استفاده کرد.

the suspensor is an essential part of the plant's anatomy.

سوسپنزر بخش ضروری آناتومی گیاه است.

make sure the suspensor is properly adjusted for comfort.

مطمئن شوید که سوسپنزر برای راحتی به درستی تنظیم شده است.

in some designs, the suspensor can be easily removed.

در برخی طرح‌ها، می‌توان سوسپنزر را به راحتی جدا کرد.

the suspensor plays a critical role in supporting the structure.

سوسپنزر نقش مهمی در حمایت از ساختار ایفا می‌کند.

he explained how the suspensor functions in the device.

او توضیح داد که سوسپنزر چگونه در دستگاه کار می‌کند.

she designed a new suspensor for better stability.

او یک سوسپنزر جدید برای پایداری بیشتر طراحی کرد.

the suspensor is adjustable to fit different body types.

سوسپنزر قابل تنظیم برای تناسب با انواع مختلف بدن است.

understanding the role of the suspensor is crucial for botanists.

درک نقش سوسپنزر برای گیاه‌شناسان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید