sussed

[ایالات متحده]/sʌst/
[بریتانیا]/sʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته suss; استنباط یا نتیجه‌گیری کردن; تحقیق یا کشف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sussed it

فهمید

sussed out

کشف کرد

sussed him

او را فهمید

sussed her

او را فهمید

not sussed

ندیده بود

fully sussed

کاملاً فهمید

just sussed

فقط فهمید

finally sussed

در نهایت فهمید

sussed the game

بازی را فهمید

sussed the plan

برنامه را فهمید

جملات نمونه

she finally sussed out the answer to the puzzle.

او بالاخره متوجه پاسخ معمای شد.

after a few days, he sussed that she was not interested.

بعد از چند روز، او متوجه شد که او علاقه ای ندارد.

they sussed the situation quickly and made a plan.

آنها به سرعت متوجه وضعیت شدند و یک برنامه ریزی کردند.

it took me a while, but i finally sussed his true intentions.

مدتی طول کشید، اما من بالاخره متوجه اهداف واقعی او شدم.

she sussed out the best route to avoid traffic.

او بهترین مسیر برای جلوگیری از ترافیک را متوجه شد.

once he sussed the trick, it became easy for him.

وقتی او متوجه حقه شد، برایش آسان شد.

we need to suss out the best strategy for the project.

ما باید بهترین استراتژی را برای پروژه متوجه شویم.

she sussed that her friend was hiding something.

او متوجه شد که دوستش چیزی را پنهان می کند.

he quickly sussed the dynamics of the new team.

او به سرعت متوجه پویایی تیم جدید شد.

after a few meetings, i sussed out who the leader was.

بعد از چند جلسه، من متوجه شدم که رهبر کیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید