sussed it
فهمید
sussed out
کشف کرد
sussed him
او را فهمید
sussed her
او را فهمید
not sussed
ندیده بود
fully sussed
کاملاً فهمید
just sussed
فقط فهمید
finally sussed
در نهایت فهمید
sussed the game
بازی را فهمید
sussed the plan
برنامه را فهمید
she finally sussed out the answer to the puzzle.
او بالاخره متوجه پاسخ معمای شد.
after a few days, he sussed that she was not interested.
بعد از چند روز، او متوجه شد که او علاقه ای ندارد.
they sussed the situation quickly and made a plan.
آنها به سرعت متوجه وضعیت شدند و یک برنامه ریزی کردند.
it took me a while, but i finally sussed his true intentions.
مدتی طول کشید، اما من بالاخره متوجه اهداف واقعی او شدم.
she sussed out the best route to avoid traffic.
او بهترین مسیر برای جلوگیری از ترافیک را متوجه شد.
once he sussed the trick, it became easy for him.
وقتی او متوجه حقه شد، برایش آسان شد.
we need to suss out the best strategy for the project.
ما باید بهترین استراتژی را برای پروژه متوجه شویم.
she sussed that her friend was hiding something.
او متوجه شد که دوستش چیزی را پنهان می کند.
he quickly sussed the dynamics of the new team.
او به سرعت متوجه پویایی تیم جدید شد.
after a few meetings, i sussed out who the leader was.
بعد از چند جلسه، من متوجه شدم که رهبر کیست.
sussed it
فهمید
sussed out
کشف کرد
sussed him
او را فهمید
sussed her
او را فهمید
not sussed
ندیده بود
fully sussed
کاملاً فهمید
just sussed
فقط فهمید
finally sussed
در نهایت فهمید
sussed the game
بازی را فهمید
sussed the plan
برنامه را فهمید
she finally sussed out the answer to the puzzle.
او بالاخره متوجه پاسخ معمای شد.
after a few days, he sussed that she was not interested.
بعد از چند روز، او متوجه شد که او علاقه ای ندارد.
they sussed the situation quickly and made a plan.
آنها به سرعت متوجه وضعیت شدند و یک برنامه ریزی کردند.
it took me a while, but i finally sussed his true intentions.
مدتی طول کشید، اما من بالاخره متوجه اهداف واقعی او شدم.
she sussed out the best route to avoid traffic.
او بهترین مسیر برای جلوگیری از ترافیک را متوجه شد.
once he sussed the trick, it became easy for him.
وقتی او متوجه حقه شد، برایش آسان شد.
we need to suss out the best strategy for the project.
ما باید بهترین استراتژی را برای پروژه متوجه شویم.
she sussed that her friend was hiding something.
او متوجه شد که دوستش چیزی را پنهان می کند.
he quickly sussed the dynamics of the new team.
او به سرعت متوجه پویایی تیم جدید شد.
after a few meetings, i sussed out who the leader was.
بعد از چند جلسه، من متوجه شدم که رهبر کیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید