he swaggers
او با وقار قدم برمیدارد
swaggers confidently
با اعتماد به نفس قدم برمیدارد
she swaggers
او با وقار قدم برمیدارد
swaggers around
در اطراف قدم برمیدارد
swaggers in
وارد میشود با وقار
swaggers out
خارج میشود با وقار
he swaggers by
او از کنار قدم برمیدارد
swaggers with style
با سبک و وقار قدم برمیدارد
swaggers proudly
با افتخار قدم برمیدارد
he swaggers down the street with confidence.
او با اعتماد به نفس در خیابان قدم می زند.
she swaggers into the room, drawing everyone's attention.
او با اعتماد به نفس وارد اتاق شد و توجه همه را به خود جلب کرد.
they swagger around, showing off their new clothes.
آنها با اعتماد به نفس در اطراف قدم می زنند و لباس های جدید خود را به نمایش می گذارند.
the athlete swaggers after winning the championship.
ورزشکار پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی با اعتماد به نفس قدم می زند.
his swagger makes him stand out in the crowd.
اعتماد به نفس او باعث می شود در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.
with a swagger in his step, he approached the stage.
با اعتماد به نفس در قدم هایش، او به سمت صحنه رفت.
she walked with a swagger that commanded respect.
او با اعتماد به نفسی قدم می زد که احترام را برمی انگیخت.
they swaggered into the party, ready to have fun.
آنها با اعتماد به نفس وارد مهمانی شدند و آماده خوش گذرانی بودند.
his swagger was contagious, making everyone feel more relaxed.
اعتماد به نفس او مسری بود و باعث می شد همه احساس آرامش بیشتری کنند.
she swaggers like she owns the place.
او با اعتماد به نفسی قدم می زند که انگار صاحب آن مکان است.
he swaggers
او با وقار قدم برمیدارد
swaggers confidently
با اعتماد به نفس قدم برمیدارد
she swaggers
او با وقار قدم برمیدارد
swaggers around
در اطراف قدم برمیدارد
swaggers in
وارد میشود با وقار
swaggers out
خارج میشود با وقار
he swaggers by
او از کنار قدم برمیدارد
swaggers with style
با سبک و وقار قدم برمیدارد
swaggers proudly
با افتخار قدم برمیدارد
he swaggers down the street with confidence.
او با اعتماد به نفس در خیابان قدم می زند.
she swaggers into the room, drawing everyone's attention.
او با اعتماد به نفس وارد اتاق شد و توجه همه را به خود جلب کرد.
they swagger around, showing off their new clothes.
آنها با اعتماد به نفس در اطراف قدم می زنند و لباس های جدید خود را به نمایش می گذارند.
the athlete swaggers after winning the championship.
ورزشکار پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی با اعتماد به نفس قدم می زند.
his swagger makes him stand out in the crowd.
اعتماد به نفس او باعث می شود در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.
with a swagger in his step, he approached the stage.
با اعتماد به نفس در قدم هایش، او به سمت صحنه رفت.
she walked with a swagger that commanded respect.
او با اعتماد به نفسی قدم می زد که احترام را برمی انگیخت.
they swaggered into the party, ready to have fun.
آنها با اعتماد به نفس وارد مهمانی شدند و آماده خوش گذرانی بودند.
his swagger was contagious, making everyone feel more relaxed.
اعتماد به نفس او مسری بود و باعث می شد همه احساس آرامش بیشتری کنند.
she swaggers like she owns the place.
او با اعتماد به نفسی قدم می زند که انگار صاحب آن مکان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید