swale

[ایالات متحده]/sweɪl/
[بریتانیا]/swel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌ای پست از زمین، اغلب آب‌گرفته یا باتلاقی
v. سوزاندن یا سوختن به وسیله آتش
Word Forms
جمعswales

جملات نمونه

The swale in the field helps to manage water runoff.

چاله در مزرعه به مدیریت رواناب آب کمک می کند.

The rainwater collected in the swale prevents flooding.

آب باران جمع شده در چاله از سیلاب جلوگیری می کند.

The swale is filled with wildflowers and grasses.

چاله با گل های وحشی و علف ها پر شده است.

Farmers use swales to control erosion on their land.

کشاورزان از چاله ها برای کنترل فرسایش در زمین خود استفاده می کنند.

A swale can be a habitat for various wildlife species.

چاله می تواند زیستگاه گونه های مختلف حیات وحش باشد.

The landscape architect designed a beautiful swale for the park.

معمار منظر یک چاله زیبا برای پارک طراحی کرد.

The swale acts as a natural filter for pollutants.

چاله به عنوان یک فیلتر طبیعی برای آلاینده ها عمل می کند.

Hikers enjoy walking along the swale and observing nature.

گردشگران از قدم زدن در امتداد چاله و مشاهده طبیعت لذت می برند.

The swale provides a peaceful and serene environment for relaxation.

چاله یک محیط آرام و دلپذیر برای استراحت فراهم می کند.

Birdwatchers often gather near the swale to spot different bird species.

مشاهدان پرندگان اغلب برای شناسایی گونه های مختلف پرندگان در نزدیکی چاله جمع می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید