swamping issues
مشکلات غرقکننده
swamping concerns
نگرانیهای غرقکننده
swamping demands
الزامات غرقکننده
swamping tasks
وظایف غرقکننده
swamping resources
منابع غرقکننده
swamping challenges
چالشهای غرقکننده
swamping problems
مشکلات غرقکننده
swamping projects
پروژههای غرقکننده
swamping feedback
بازخورد غرقکننده
swamping information
اطلاعات غرقکننده
we are swamping the market with our new product line.
ما بازار را با خط تولید جدید خود غرق میکنیم.
the heavy rain is swamping the streets.
باران شدید خیابانها را غرق میکند.
she felt swamped with all the assignments due this week.
او احساس کرد که با تمام تکالیفی که این هفته باید تحویل داده شوند، غرق شده است.
the team was swamped with requests from clients.
تیم با درخواستهای مشتریان غرق شده بود.
he is swamping himself with work to avoid thinking about his problems.
او برای جلوگیری از فکر کردن به مشکلاتش، خود را با کار غرق میکند.
the new policy is swamping the administration with paperwork.
سیاست جدید، اداره را با کارهای اداری غرق میکند.
they are swamping the competition with their innovative strategies.
آنها با استراتژیهای نوآورانه خود، رقابت را غرق میکنند.
during the holidays, the store gets swamped with customers.
در تعطیلات، مغازه با مشتریان غرق میشود.
she felt swamped by emotions after the news.
او پس از شنیدن خبر، احساس غرق شدن در احساسات کرد.
the project is swamping our resources and time.
این پروژه منابع و زمان ما را غرق میکند.
swamping issues
مشکلات غرقکننده
swamping concerns
نگرانیهای غرقکننده
swamping demands
الزامات غرقکننده
swamping tasks
وظایف غرقکننده
swamping resources
منابع غرقکننده
swamping challenges
چالشهای غرقکننده
swamping problems
مشکلات غرقکننده
swamping projects
پروژههای غرقکننده
swamping feedback
بازخورد غرقکننده
swamping information
اطلاعات غرقکننده
we are swamping the market with our new product line.
ما بازار را با خط تولید جدید خود غرق میکنیم.
the heavy rain is swamping the streets.
باران شدید خیابانها را غرق میکند.
she felt swamped with all the assignments due this week.
او احساس کرد که با تمام تکالیفی که این هفته باید تحویل داده شوند، غرق شده است.
the team was swamped with requests from clients.
تیم با درخواستهای مشتریان غرق شده بود.
he is swamping himself with work to avoid thinking about his problems.
او برای جلوگیری از فکر کردن به مشکلاتش، خود را با کار غرق میکند.
the new policy is swamping the administration with paperwork.
سیاست جدید، اداره را با کارهای اداری غرق میکند.
they are swamping the competition with their innovative strategies.
آنها با استراتژیهای نوآورانه خود، رقابت را غرق میکنند.
during the holidays, the store gets swamped with customers.
در تعطیلات، مغازه با مشتریان غرق میشود.
she felt swamped by emotions after the news.
او پس از شنیدن خبر، احساس غرق شدن در احساسات کرد.
the project is swamping our resources and time.
این پروژه منابع و زمان ما را غرق میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید