swamping

[ایالات متحده]/ˈswɒmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswɑːmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غافلگیرکننده یا سیلابی
v. عمل غافلگیر کردن یا سیلابی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

swamping issues

مشکلات غرق‌کننده

swamping concerns

نگرانی‌های غرق‌کننده

swamping demands

الزامات غرق‌کننده

swamping tasks

وظایف غرق‌کننده

swamping resources

منابع غرق‌کننده

swamping challenges

چالش‌های غرق‌کننده

swamping problems

مشکلات غرق‌کننده

swamping projects

پروژه‌های غرق‌کننده

swamping feedback

بازخورد غرق‌کننده

swamping information

اطلاعات غرق‌کننده

جملات نمونه

we are swamping the market with our new product line.

ما بازار را با خط تولید جدید خود غرق می‌کنیم.

the heavy rain is swamping the streets.

باران شدید خیابان‌ها را غرق می‌کند.

she felt swamped with all the assignments due this week.

او احساس کرد که با تمام تکالیفی که این هفته باید تحویل داده شوند، غرق شده است.

the team was swamped with requests from clients.

تیم با درخواست‌های مشتریان غرق شده بود.

he is swamping himself with work to avoid thinking about his problems.

او برای جلوگیری از فکر کردن به مشکلاتش، خود را با کار غرق می‌کند.

the new policy is swamping the administration with paperwork.

سیاست جدید، اداره را با کارهای اداری غرق می‌کند.

they are swamping the competition with their innovative strategies.

آنها با استراتژی‌های نوآورانه خود، رقابت را غرق می‌کنند.

during the holidays, the store gets swamped with customers.

در تعطیلات، مغازه با مشتریان غرق می‌شود.

she felt swamped by emotions after the news.

او پس از شنیدن خبر، احساس غرق شدن در احساسات کرد.

the project is swamping our resources and time.

این پروژه منابع و زمان ما را غرق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید