swanks around
با وقار قدم بزند
swanks it up
با وقار انجام دهد
swanks off
با وقار نمایش دهد
swanks about
با وقار رفتار کند
swanks for days
روزها با وقار رفتار کند
swanks in style
با وقار و با سبک رفتار کند
swanks with flair
با وقار و با سبک خاص رفتار کند
swanks like royalty
مانند سلطنت با وقار رفتار کند
swanks on stage
در صحنه با وقار رفتار کند
swanks all day
در طول روز با وقار رفتار کند
he always swanks about his new car.
او همیشه در مورد ماشین جدیدش خودنمایی میکند.
she swanks around the office in designer clothes.
او با لباسهای طراحی شده در دفتر خودنمایی میکند.
they love to swank about their extravagant vacations.
آنها عاشق خودنمایی در مورد تعطیلات لوکس خود هستند.
don't swank too much; it can be off-putting.
زیاد خودنمایی نکنید؛ ممکن است آزاردهنده باشد.
he tends to swank whenever he meets new people.
او معمولاً هر زمان که با افراد جدید ملاقات میکند خودنمایی میکند.
she swanks about her achievements to anyone who will listen.
او دستاوردهای خود را برای هر کسی که گوش میدهد، خودنمایی میکند.
swanking is not the best way to make friends.
خودنمایی بهترین راه برای دوست شدن نیست.
he swanks with confidence, but it can come off as arrogance.
او با اعتماد به نفس خودنمایی میکند، اما ممکن است به عنوان غرور جلوه دهد.
she doesn't need to swank; her work speaks for itself.
او نیازی به خودنمایی ندارد؛ کارش برای خودش صحبت میکند.
people often swank about their wealth on social media.
افراد اغلب در مورد ثروت خود در رسانههای اجتماعی خودنمایی میکنند.
swanks around
با وقار قدم بزند
swanks it up
با وقار انجام دهد
swanks off
با وقار نمایش دهد
swanks about
با وقار رفتار کند
swanks for days
روزها با وقار رفتار کند
swanks in style
با وقار و با سبک رفتار کند
swanks with flair
با وقار و با سبک خاص رفتار کند
swanks like royalty
مانند سلطنت با وقار رفتار کند
swanks on stage
در صحنه با وقار رفتار کند
swanks all day
در طول روز با وقار رفتار کند
he always swanks about his new car.
او همیشه در مورد ماشین جدیدش خودنمایی میکند.
she swanks around the office in designer clothes.
او با لباسهای طراحی شده در دفتر خودنمایی میکند.
they love to swank about their extravagant vacations.
آنها عاشق خودنمایی در مورد تعطیلات لوکس خود هستند.
don't swank too much; it can be off-putting.
زیاد خودنمایی نکنید؛ ممکن است آزاردهنده باشد.
he tends to swank whenever he meets new people.
او معمولاً هر زمان که با افراد جدید ملاقات میکند خودنمایی میکند.
she swanks about her achievements to anyone who will listen.
او دستاوردهای خود را برای هر کسی که گوش میدهد، خودنمایی میکند.
swanking is not the best way to make friends.
خودنمایی بهترین راه برای دوست شدن نیست.
he swanks with confidence, but it can come off as arrogance.
او با اعتماد به نفس خودنمایی میکند، اما ممکن است به عنوان غرور جلوه دهد.
she doesn't need to swank; her work speaks for itself.
او نیازی به خودنمایی ندارد؛ کارش برای خودش صحبت میکند.
people often swank about their wealth on social media.
افراد اغلب در مورد ثروت خود در رسانههای اجتماعی خودنمایی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید