swanks

[ایالات متحده]/swæŋks/
[بریتانیا]/swæŋks/

ترجمه

v. خود را نشان دادن؛ به خود بالیدن

عبارات و ترکیب‌ها

swanks around

با وقار قدم بزند

swanks it up

با وقار انجام دهد

swanks off

با وقار نمایش دهد

swanks about

با وقار رفتار کند

swanks for days

روزها با وقار رفتار کند

swanks in style

با وقار و با سبک رفتار کند

swanks with flair

با وقار و با سبک خاص رفتار کند

swanks like royalty

مانند سلطنت با وقار رفتار کند

swanks on stage

در صحنه با وقار رفتار کند

swanks all day

در طول روز با وقار رفتار کند

جملات نمونه

he always swanks about his new car.

او همیشه در مورد ماشین جدیدش خودنمایی می‌کند.

she swanks around the office in designer clothes.

او با لباس‌های طراحی شده در دفتر خودنمایی می‌کند.

they love to swank about their extravagant vacations.

آنها عاشق خودنمایی در مورد تعطیلات لوکس خود هستند.

don't swank too much; it can be off-putting.

زیاد خودنمایی نکنید؛ ممکن است آزاردهنده باشد.

he tends to swank whenever he meets new people.

او معمولاً هر زمان که با افراد جدید ملاقات می‌کند خودنمایی می‌کند.

she swanks about her achievements to anyone who will listen.

او دستاوردهای خود را برای هر کسی که گوش می‌دهد، خودنمایی می‌کند.

swanking is not the best way to make friends.

خودنمایی بهترین راه برای دوست شدن نیست.

he swanks with confidence, but it can come off as arrogance.

او با اعتماد به نفس خودنمایی می‌کند، اما ممکن است به عنوان غرور جلوه دهد.

she doesn't need to swank; her work speaks for itself.

او نیازی به خودنمایی ندارد؛ کارش برای خودش صحبت می‌کند.

people often swank about their wealth on social media.

افراد اغلب در مورد ثروت خود در رسانه‌های اجتماعی خودنمایی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید