swashing

[ایالات متحده]/ˈswɒʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswɑːʃɪŋ/

ترجمه

adj. پاشیده یا تحت تأثیر (به عنوان مثال توسط آب)

عبارات و ترکیب‌ها

swashing sword

شمشیر خروشان

swashing hero

قهرمان خروشان

swashing adventure

ماجراجویی خروشان

swashing style

سبک خروشان

swashing movement

حرکت خروشان

swashing dance

رقص خروشان

swashing flair

ظرافت خروشان

swashing gesture

حرکت دست خروشان

swashing action

عمل خروشان

swashing performance

اجرا خروشان

جملات نمونه

the knight was swashing through the forest, searching for adventure.

شوالیه در حال عبور از جنگل بود و به دنبال ماجراجویی می‌گشت.

she wore a swashing dress that flowed beautifully as she walked.

او یک لباس شواله پوشیده بود که در هنگام راه رفتن به زیبایی جریان داشت.

the swashing movements of the dancers captivated the audience.

حرکات شواله رقصندگان مخاطبان را مجذوب خود کرد.

he has a swashing style that makes him stand out in a crowd.

او یک سبک شواله دارد که باعث می‌شود در میان جمعیت از او جدا شود.

the swashing waves crashed against the shore, creating a soothing sound.

امواج شواله به ساحل برخورد کردند و صدای آرام بخشی ایجاد کردند.

with a swashing flourish, he presented the award to the winner.

با یک حرکت شواله، جایزه را به برنده اهدا کرد.

the swashing of the swords echoed in the arena during the duel.

صدای شواله شمشیرها در طول دوئل در عرصه طنین انداز بود.

her swashing laughter filled the room with joy.

خنده شواله او اتاق را پر از شادی کرد.

the swashing colors of the sunset painted the sky beautifully.

رنگ‌های شواله غروب خورشید به زیبایی آسمان را نقاشی کرد.

he made a swashing entrance at the party, turning all heads.

او با ورود شواله در مهمانی، سر همه را به سمت خود جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید