sweatbox

[ایالات متحده]/ˈswɛtbɒks/
[بریتانیا]/ˈswɛtbɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه یا اتاقی که عرق کردن را القا می‌کند; یک سلول زندان کوچک و تنگ
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sweatbox session

جلسه تمرین شدید

sweatbox workout

تمرین شدید

sweatbox challenge

چالش تمرین شدید

sweatbox environment

محیط تمرین شدید

sweatbox experience

تجربه تمرین شدید

sweatbox training

آموزش تمرین شدید

sweatbox facility

امکانات تمرین شدید

sweatbox class

کلاس تمرین شدید

sweatbox regime

رژیم تمرین شدید

sweatbox style

سبک تمرین شدید

جملات نمونه

working in that sweatbox made me feel exhausted.

کار کردن در آن فضای خفقان‌آلود باعث می‌شد احساس خستگی کنم.

the gym was like a sweatbox during the summer.

زمین ورزشی مثل یک فضای خفقان‌آلود در طول تابستان بود.

he complained about the sweatbox conditions in the factory.

او در مورد شرایط خفقان‌آلود در کارخانه شکایت کرد.

they turned the basement into a sweatbox for training.

آنها زیرزمین را به یک فضای خفقان‌آلود برای تمرین تبدیل کردند.

it felt like a sweatbox in the crowded subway.

در متروی شلوغ، حس می‌شد مثل یک فضای خفقان‌آلود است.

after running in the heat, my car felt like a sweatbox.

بعد از دویدن در گرما، ماشین من مثل یک فضای خفقان‌آلود بود.

the sauna was a sweatbox that detoxified my body.

سونا یک فضای خفقان‌آلود بود که بدن من را سم زدایی می‌کرد.

he joked that his office was a sweatbox in the summer.

او شوخی کرد که دفتر کارش در تابستان یک فضای خفقان‌آلود است.

they had to install fans to cool down the sweatbox.

آنها مجبور شدند فن نصب کنند تا فضای خفقان‌آلود را خنک کنند.

during the heatwave, the classroom became a sweatbox.

در طول موج گرما، کلاس درس به یک فضای خفقان‌آلود تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید