swinged back
به عقب بازگشت
swinged around
به دور چرخید
swinged high
به ارتفاع بالا چرخید
swinged low
به ارتفاع پایین چرخید
swinged wide
به طور گسترده چرخید
swinged fast
به سرعت چرخید
swinged slow
به آرامی چرخید
swinged left
به سمت چپ چرخید
swinged right
به سمت راست چرخید
swinged down
به سمت پایین چرخید
the children swinged joyfully in the park.
کودکان با خوشحالی در پارک تاب میخوردند.
she swinged her arms to the rhythm of the music.
او دستهایش را به ریتم موسیقی تاب میداد.
he swinged the bat and hit a home run.
او چوب بیسبال را تاب داد و یک هوم ران زد.
the door swinged open with a creak.
در با صدایی جیرجیر باز شد.
the pendulum swinged back and forth steadily.
آونگ به طور پیوسته به جلو و عقب تاب میخورد.
she swinged her legs off the edge of the dock.
او پاهایش را از لبه اسکله آویزان کرد.
the dancer swinged gracefully across the stage.
رقصنده به طور ظریف در سراسر صحنه تاب میخورد.
he swinged the lantern to light the path.
او فانوس را تاب داد تا مسیر را روشن کند.
the dog swinged its tail happily when it saw its owner.
وقتی سگ صاحبش را دید، با خوشحالی دم خود را تکان داد.
they swinged the rope to create a lasso.
آنها طناب را تاب دادند تا یک لاشه درست کنند.
swinged back
به عقب بازگشت
swinged around
به دور چرخید
swinged high
به ارتفاع بالا چرخید
swinged low
به ارتفاع پایین چرخید
swinged wide
به طور گسترده چرخید
swinged fast
به سرعت چرخید
swinged slow
به آرامی چرخید
swinged left
به سمت چپ چرخید
swinged right
به سمت راست چرخید
swinged down
به سمت پایین چرخید
the children swinged joyfully in the park.
کودکان با خوشحالی در پارک تاب میخوردند.
she swinged her arms to the rhythm of the music.
او دستهایش را به ریتم موسیقی تاب میداد.
he swinged the bat and hit a home run.
او چوب بیسبال را تاب داد و یک هوم ران زد.
the door swinged open with a creak.
در با صدایی جیرجیر باز شد.
the pendulum swinged back and forth steadily.
آونگ به طور پیوسته به جلو و عقب تاب میخورد.
she swinged her legs off the edge of the dock.
او پاهایش را از لبه اسکله آویزان کرد.
the dancer swinged gracefully across the stage.
رقصنده به طور ظریف در سراسر صحنه تاب میخورد.
he swinged the lantern to light the path.
او فانوس را تاب داد تا مسیر را روشن کند.
the dog swinged its tail happily when it saw its owner.
وقتی سگ صاحبش را دید، با خوشحالی دم خود را تکان داد.
they swinged the rope to create a lasso.
آنها طناب را تاب دادند تا یک لاشه درست کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید